دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

اگه زیادی مهربون بودی اگه همیشه ب دل بقیه راه اومدی اگه خیلی وقتا از خودت گذشتیو مردم دوستت ..... اگه یه روز از خواب بلند نشدیو دیدی عروست بیشتر از دخترت برات گریه ..... معلوم میشه تو زندگیت یه جاهائی زیادی از خودتو حقّات گذشتی ..... اون دنیا باید تاوان دلِ بیچاره تو بدی

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی نمیشه یکیو بیشتر ازینکه تا حالا تونستی

علی
علی

هــيــچ وقـت نـذار به درجه اي از نا اميدي برسي كه به خيلي كمتر از اوني كه لياقتشو داري رضايت بدي ...

miLad
miLad

تعصبات رو کنار بزاریم تا پیشرفت کنیم " این تفکر یکی از دوستان کُردمه که افکارش با کُردای دیگه متفاوته"

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی
علی
توسط موبایل در چهار راه

کاش می شد خدا را بکشی کنار و تو گوشش آرام بگی : "میشه بعضی ها را برگردونی ؟! "

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

یه کتاب از یه نویسنده ژاپنی بود ک خاطرات یه آقائی رو توش نوشته بود، یه جاش تعریف کرده بود ک یه مدت کوتاه با یه خانومی یه پروژه برداشته بود و با هم کار میکردن ، تو طول پروژه هم فقط و فقط راجع ب کار با هم در ارتباط بودن ، فقط گاهی ب مدت خیلی خیلی کوتاه چشماشون با هم تلاقی داشته در حد یه جرقه ی کوچیک ... پروژه تموم میشه و اینا هم از هم جدا میشن ولی مرد یهو احساس تنهائی شدیدی میکنه و دلش میگیره و احساس میکنه اون خانوم هم همین حالو داره ولی جرات نمیکنه با اون زن تماس بگیره ولی بعد از چند روز همون خانوم ب یه بهانه ای زنگ میزنه و یه سوال کاری از این آقا میپرسه و این آقا هم اونو دعوت میکنه به یه کافه ... تو اون کافه خیلی حرفا میزنن با تمام جزئیاتی ک یه مصاحب باید داشته باشه ولی صحبتی از عشقو عاشقی نمیکنن و باز جدا میشن ... هردوی ما ازدواج کرده بودیم و همسرانمان را دوست داشتیم / مثه یه فیلم کوتاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

تُنگِمون تَنگ شُدِ

امیر کریمی
امیر کریمی

viber هم ک نصب کردم تمام شماره هارو چک کردم اونائی ک عکساشونو گذاشته بودنو میدیدم ، اون شماره هائی ک خیلی وقته بهشون زنگ نزدم ، همه رو وارد میکردمو یه ریفرش ، بعضیاشون ک بودنو میدیدمشون / دنیا هر لحظه داره کوچیکُ کوچیکتر میشه برا آدما / یکی ورودمو تبریک گفت، یکی آدرس و تلفن یه جائیو خواست ، یکی گفت : تو ک هیچ وقت ریش نمیزاشتی ، یکی هم هنوز هیچی نگفته ، فعلا زُل زده

امیر کریمی
امیر کریمی

یه پروف تو ف ب دارم ، کلا تا حالا دو بار رفتم ، هر دوبارشم رفتم دوستامو ببینم ، قیافه های جدیدشونو ببینم ، ببینم چقد عوض شدن؟

امیر کریمی
امیر کریمی

ماشاالله به چشمو ابروت کیسه‌ یِ نمک به پهلوت / عکس اتچ نشد فالگیر

علی
w_w_w_chekelo_parsiblog_com_2010_.jpg علی

دستی باید باشد که دستش را بگیری و ..

علی
علی

اگه باتری موبایلت خوب شارژ نگه میداره ، به جای اینکه به جون کارخونه سازنده دعا کنی یه فکری به حال تنهاییت بکن !

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهره
149586_138.jpg زهره

پائــــــــــیز را بهانه کردم ، برگ ریزانم را زیر قدمهایت پهن کنم که بشنوم صدای آمدنت را!

این ارسال را بازنشر کرده است.
زهره
زهره

کدام یک از ما " نسل سوخته " ای ست ؟! توئی که در دنیای مجازی خود را یافتی ؟! خود را شناختی ؟! .....منی که از کوچه و پس کوچه های واقعی ، به دنیای تو رسیدم؟!

miLad
miLad

وقتی اومدم ثبت نام خوابگاه مسئول خوابگاه گف یه اتاق مخصوص داریم که بچه هاش خیلی خوبن ، نمازخون و درس خون و با ادب اما بعد سه چهار روز فهمیدم هیچکدوم اینا نیستن و حتی به منم میگن صبح که میخوای نماز بخونی اروم باش تا خواب ما نپره به خدا دارم اذیت میشم دعام کنید

این ارسال را بازنشر کرده است.