دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
علی
علی
توسط موبایل در چهار راه

گاهی برای او چیزهایی می نویسی ، بعد پاک می کنی !پاک می کنی !او هیچ یک از حرف های تو را نمی خواند !اما تو تمام حرف هایت را گفته ای . . .

امیر کریمی
download.jpg امیر کریمی

صدای و فنِ کامپیوتر

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی ک با دنیادوست حرفم شد فکر نمیکردم دقیقا شب عیدی قراردادمو تمدید نکنه ولی.... اون پونزده روز عید بدترین ایام عیدم بود ، حاضر بودم تمام تکالیف عید بچه های فامیلو بنویسم ولی فردای سیزده ب در بلاتکلیف نباشم ... یکی دو ماه ب هم ریخته بودم یه روز ظهر از خونه زدم بیرونو رفتم سر خاک داداش مجید ... چن روز بعد یه جای خوب مشغول ب کار شدم ، همه چی یه چن سالی خوبو عالی بود تا این ک با عباسپور حرفم شد بازهم شب عید بود و باز هم فکر نمیکردم کسی شب عید بتونه .... این پونزده روز عید قاعدتا باید برام بدتر از اون عید سیاه قبلیه گذشته باشه ، باز رفتم پیش داداش ... دقیقا دو روز بعد رفتم یه جای بهتر ... تو زندگیم هر وقت ب یه دیوار میرسم ک زورم دیگه بهش نمیرسه میرم پیش مجید / داداش بزرگ برا همین وقتا خوبه دیگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد
حامد

یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیبهایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟» گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض های آب و برق و تلفن و قسط های عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیبهای خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم، و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی. هر دومان یخ می زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حامد
0.569790001369576410_jazzaab_ir.jpg حامد

این گل صاحب دارد

NILOOFAR
NILOOFAR

موقع نماز که می شود فرشته چپ و راست عزا می گیرند که چه کنند ایاک نعبد را جزء حرف های خوبمان بنویسند یا دروغ هایمان..

علی
علی
توسط موبایل در چهار راه

خدا کنه هیچوقت وقتی رفتار اوایل آشنایی و الان عشقتو مقایسه می کنی نتوتی هیچ تفاوتی بینشون پیدا کنی

امیر کریمی
امیر کریمی

بمون خواهر کجا میخوای بری داشتیم حرف میزدیما / خاله یه جور ک من نشنوم : آخه خواهر مگه میشه یه دخترو تو خونه زیاد تنها گذاشت ؟ / مادر یه جور ک من نشنوم : حالا نیس ک پسرارو میشه تنها گذاشت ؟ / اسمس : داداش زود باش بیا خاله داره برمیگرده

امیر کریمی
thCACO138K.jpg امیر کریمی

بود ، از مادرم شنیده بودم : هروقت بهار شد با دیدن اولین پینه دوز چشمهایت راببند و آرزو کن ، بهار بود و آرزوئی نداشتم به جز دیدن خودِ

miLad
miLad

استاد زبانمون خیلی استاد خوب و باسواد و خودمونیه وبلاگشم بهمون داده تا باهاش راحت در ارتباط باشیم اینم ادرسش [لینک]

امیر کریمی
امیر کریمی

دیشب تو یه خیابون یه اتوبوس وایساد دقیقا وسط چهارراه و یه مسافرو ک فکر کنم سنش هم زیاد بودو سوار کرد ، در عرض چن ثانیه ترافیک شد ، دهنم رفت ب غُر زدن که یکی از سرنشینا یهو گفت : چه حالی میکنه اون مسافره ک خارج ایستگاه سوار شده ، الان داره جدوآباد رانندهه رو دعا میکنه ... یاد اونروزائیم افتادم ک پام داغون بودو تازه میتونستم تاتی تاتی راه برم ، یکی دوبار بیشتر نشد ولی همون چن دفعه ای هم ک ب راننده اتوبوسه گفتمو بین دو تا ایستگاه پیاده م کرد اومد تو ذهنم ، یهو همون شیرینی لطف اون رانندهه اومد تو ذهنم ...

miLad
1.jpg miLad

@♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫ به یادتم

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

اگه یه روزی با بقیه فرق داشتی ، دوست داشتنی میشی ( این وسط کلی نوشته حذف شد ، حالا خودتون ببینید چه چیزائیتونو میتونید بین این دو تا پرانتز بزارید؟) ولی همین فرق داشتنه باعث میشه همه ازت دوری کنن ، میشی یه نفر از دور دوست داشتنی ( برا همینه ک سعیمون تو همرنگ جماعت شدنه ، اون جماعته حتی میتونه دو نفره باشه منظورم اینه ک همیشه دنبال جمع کردنیم )

miLad
miLad

آلبوم جدید مسعود فتحی بهتر از آلبوم جدید مهدی یراحیه... ولی دو تا آلبوم به نظرم دلنشینه

امیر کریمی
امیر کریمی

خیلی تحفه م مگه نه؟ / عکس گذاشتنو هِی پشت سر هم تو هر چن تا پست یه بار، یادآوری کردن