دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

اگه به مردم این زمونه بگي به تازگي با يه دختري دوست شدم كه از صداي آبشار خوشش مياد و تن صداش آدم رو ياد موسيقي باد و رود مي اندازه و از نقاشي خوشش مياد و موسيقي آروم گوش مي كنه ،‌ با بي تفاوتي شونه هاشون رو بالا مي اندازند ولي اگه بگي يه دوست جديد پيدا كردم كه بيست و چهار سالشه و قدش يك و هفتاد و دو و شصت و سه كيلو وزنشه و حقوقش ماهي هفت ميليونه و دو تا ماشين داره،‌ بي درنگ ميگه: " واااااااااااااااااي عجب شانس بزرگی ........ آدمای این دوره اينطوريند ديگه . . همه چيز رو با قيمت و عدد و رقم مي شناسند و درك مي كنند ... دل چی میگه این وسط ؟؟؟؟؟ گور بابای دل .....

امیر کریمی
امیر کریمی

اگه به مردم این زمونه بگي يه خونه ديدم كه جلوي پنجره هاش پر بود از گلهاي بنفشه و تو حياطش يه حوض كوچك و يه فواره داشت و پروانه ها از اين گل رو اون گل مي نشستند و صداي پرنده ها به گوش مي رسيد، براش قابل درك نيست كه شما از چه خونه اي حرف مي زنيد ولي اگر بهش بگين يه خونه ديدم كه دو ميليارد و نهصد هزار تومن قيمتش بود فورا ميگن: " عجب خونه اي" ........آدمای این دوره اينجورين ديگه،‌ فقط عدد و قيمت سرشون ميشه ....

امیر کریمی
امیر کریمی

خاک جان یافته است ... تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دل تنگ شدی؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

یکی پیدا شود روی احساساتم راست کلیک کند بعد هم سریع گزینه ریفرش را انتخاب کند و برود…همین /////

امیر کریمی
images.jpg امیر کریمی

هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت؟ برگ ها پژمردند؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من به تنگ آمده‌ام، از همه چيز بگذاريد هواري بزنم، -آآآآآآي! با شما هستم! اين درها را باز کنيد! من به دنبال فضايي مي‌گردم، لب بامي، سر کوهي، دل صحرايي که در آنجا نفسي تازه کنم. (فريدون مشيري)

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

حفظ دوستی با کلمات آسان است حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

زیادی خوب بودن هم خیلی خوب نیست..اون وقت فقط تبدیل میشی به سکوی پرتاب دیگران.........

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من در آغوش تو آرام ترین خواهم بود.............

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بي صدا نشکنید ، درد بی‌صدا شکستن از رنج ایستادن بیشتر است !

امیر کریمی
index.jpg امیر کریمی

حوای چشمای من در حسرت یه سیبه ....

شیرین مفوز
شیرین مفوز

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو.. دکتر علی شریعتی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

لطفـــــــــا" وجب بگـیرید ... دیگر قورباغه های عالم هم نفس کم آورده اند برای خواندن "ابوعطــا" ////آب از سر من ؛ دیگر خیلـــــــی وقت است که گذشته .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

این جمـــــع، پر ازتنهاییستـــــ...!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سلام فاحشه تعجب کردی!؟میخواهم برایت بنویسم... شنیده ام تن فروشی ميكني ، برای لقمه نان! از خودت پرسیده ای چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیاورد رگ غیرت اربابان بیرون می زند ؟! ! اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ؟! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است؟...." بفروش ! تنت را حراج کن "… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان... شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین ....شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی.میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند....باز هم شرفت را شكر...

این ارسال را بازنشر کرده است.