دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

شعر زيباي *فلك كور است*===»» ديدگاه

گـلـپــری
گـلـپــری

ُسـلام

سوسن سعادت
سوسن سعادت

سکوت ... زبان تنهائیست.... چقدر با خودم حرف می زنم ! كفشهاي تنهايي ام! خسته اند ...بي تو اما دلم هواي نشستن نمي كند!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق یعنی سه تا نقطه . . .

امیر کریمی
امیر کریمی

از همون بچگی علی و میترا با هم بودن وقتی به همدیگه نگاه می کردن ٬ چشم هاشون برق میزد راستش رو بخوای ما بچه محل ها خیلی به علی حسودیمون می شد آخه هممون با هم بزرگ شده بودیم وقتی رفتن خونه میترا اینا واسه خواستگاری همه نتیجه رو میدونستن الان بعد از ۵ سال هیچکدوممون رومون نمیشه تو صورت میترا نگاه کنیم چون باید شاهد سند طلاق اینا باشیم کی فکر میکرد علی تو زندگی اینجوری باشه !!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق یعنی : هر وقت یه اس ام اس دیر می رسه چند بار دیگه سند می کنی شاید اونا زودتر برسن

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق یعنی : یک اس ام اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی هم به ایرانسلش

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق یعنی : همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق یعنی : برای هرکسی که می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی واسه اون می فرستی

♥  tannaz  ♥
1325232039.gif ♥ tannaz ♥

تابلویی که در عکس می‌بینید جاده‌ای را نشان می‌دهد که به یک خانه منتهی می‌گردد. این صحنه چه چیزی کم دارد؟ یک درخت-- یک آبگیر (برکه) ---آدمها--- یک تکه ابر--- یک ماشین ---

امیر کریمی
امیر کریمی

دوست داشته باشید و زندگی کنید. زمان همیشه از آن شما نیست . . .

♥  tannaz  ♥
1376561888.png ♥ tannaz ♥

محققان انگلیسی اعلام کردند مردان بیش از زنان از سوسک ‌ها می‌ترسند اما به دلیل بروز ندادن این ترس دچار نوسان شدید ضربان قلب می‌شوند و احتمال سکته‌شان افزایش می‌یابد…===به گزارش مهر، به نقل از کی‌اس‌ال نیوز، زنان پس از دیدن سوسک‌ بلافاصله با زدن جیغ ترس ناشی از دیدن این حیوان موزی را بروز داده و از شدت استرس درونی‌شان می‌کاهند اما مردان نمی‌توانند احساساتشان را بروز دهند و دچار نوسان ضربان قلب می‌شوند. در این تحقیق مشخص شده که مردان از یک سو به دلیل شنیدن صدای جیغ زنان و سپس دیدن سوسک‌ها و از سویی دیگر به دلیل اینکه می‌بایست این حیوانات موزی را بکشند دچار نوعی نوسان شدید روحی و ترس درونی می‌شوند که این ترس می‌تواند منجر به سکته قلبی شده و خطر مرگ ناگهانی را افزایش دهد. در نتایج این تحقیق اعلام شده که مردان بهتر است به جای حفظ غرورشان در جمع بلافاصله پس از دیدن این حیوانات موزی ترس‌شان را با زدن فریاد بروز دهند تا عمر طولانی‌تری داشته باشند.

سوسن سعادت
سوسن سعادت

بشر برای آرامش جنگید. آرامش کمتر شد. زاد و ولد کرد؛ آرامش کیمیا شد. هنر را آفرید؛ آینه ی بی آرامشی بشر شد. داستان گفت؛ مرثیه ی مرگ آرامش شد. فرار کرد؛ آرامش به جلو فرار کرد. ثروتمند شد؛ آرامش نخریدنی شد. قناعت کرد؛ آرامش گنج قارون شد. جادوگر شد؛ آرامش غیب شد و درویش شد؛ آرامش بزرگتر از هر کشکولی شد. بشر به دنبال آرامش دوید و دوید و آرامش دورتر و دورتر شد. جای این قطره ی آویزان از لب جام نعمتهای خداوند، در بشر خالی بود. و هیچ اشکی هم جای آن را پر نکرد. قطره ای درست شبیه اشک؛ نبودنش شد بزرگترین کابوس بشر... و من امروز، به نمایندگی از جنس بشر، آرامش خویش را یافتم. در وجود تو. آری قطره اشکی که خدا به ما نداد تا ما را نزدیکتر کند، آن در وجود توست برای من. آری کشف این چنینی، نقطه پایان همه جنگها و صلحها و گشتنها و گشتنهاست. زمان بارش باران دلم از غربت خورشید می گیرد و روز آفتابی دلم بیتاب ابری تلخ و باران زاست خدایا … من به دنبال چه می گردم‌؟!

سوسن سعادت
سوسن سعادت

داستان ساده بود... خدا بشر را آفرید. عاشقانه بشر را آفرید. به همین خاطر، یک جام برایش مهیا کرد و هر نعمتی که برای بشر ممکن بود را، داخل جام ریخت. خدا به بشر جام را تعارف کرد و بشر جام را سر کشید. جام تمام شد؛ نه هنوز یک قطره مانده بود. قطره ای که از جامی که به طرف دهان باز آدم کج شده بود، آویزان بود. قطره ای که شکل اشک داشت. قطره ای که آرامش نام داشت... بشر از آن روز به هر چیزی که خواست؛ رسید. علم؛ تا حد اعلای آن. عشق، آنقدری که هر شاعری دفتری به آن نام باز کرد. عرفان، آنقدری که بشر به ملاقات خدا رفت. قدرت، آنقدری که جنگهای روی زمین، کمترین نشانه از جنگهای آدمی بود. زیبایی انقدری که فرشته به انسان سجده کرد... ولی دریغ از یک ذره آرامش...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

با همه ي بي سرو ساماني ام----باز به دنبال پريشا ني ام----طاقت فرسودگي ام هيچ نيست----در پي ويران شدني آني ام---