دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

زندگیمون مثه زندگی اون متهمیه ک با یه وکیل خوب از چنگ مجازات فرار کرده ولی وجدانش آسوده نیس

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

اونقد ک ثابت کردن چیزا ب خودم ازم توان میگیره ، اثباتش ب دیگران انرژیمو نمیگیره

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

بابا آب داد... بابا نان داد... بابا سواری داد... بابا جوانیشو داد...

میترا
میترا

الان به اين نتيجه رسيدم بوی خیار از خود خیار خوشمزه تره

میترا
میترا

داشتیم فوتبالیستا رو نگاه میکردیم لامصب سوباسا تو دلش گفت: ما باید این بازی رو ببریم بعد میزوگی از بین تماشاگرا بلند شد، گفت: درسته سوباسا!

امیر کریمی
thCAARZJLT.jpg امیر کریمی

زنی با دوستش درباره‌ مردی که به‌سختی میشناختش، حرفای بدی زد ، اون شب خوابی دید: یک دست بزرگ جلوش ظاهر شد که به سمت پایین اشاره میکرد. این باعث شد زن احساس گناه کنه. روز بعد، رفت تا برای یه کشیش پیر اعتراف کنه. همه‌ ماجرا رو تعریف کرد و پرسید: شایعه ساختن گناهه؟ آیا اون دست خدا بود که به من اشاره میکرد؟ من باید طلب بخشش کنم؟ پدر من کار اشتباهی کردم؟ / پدر گفت: بله بله اشتباه بدی کردی زن! درباره‌ی همسایه‌ ت سریع کردی و آبروشو بردی و باید قلبا شرمنده باشی! / زن گفت: متأسفه و طلب بخشش کرد/ پدر گفت: نه به این سرعت ، میخوام بری خونه ، یه بالشو به پشت بام ببری با چاقو پاره ش کنی و برگردی اینجا . زن به خونه رفت، بالشو روی سقف خونه ش با چاقو پاره کرد. بعد هم برگشت پیش پدر / پدر پرسید: بالش رو با چاقو پاره کردی؟ / بله پدر! /و نتیجه چی بود؟ / : پَر /: پَر؟ /:همه جا پُر از پَر بود پدر / حالا میخوام برگردی، تا آخرین دونه ی پری رو که باد برده جمع کنی و برگردی / اما این غیر ممکنه! من نمیدونم اونا کجا رفتن ؟ باد اونا رو همه‌جا پخش کرد/ و این ست

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

قطره بارون دلم ...خلوت زندون دلم ..لیلای بی دریای من ...گریه مجنون دلم ...ابر کبود من تویی ... بود و نبود من تویی... مهر سجود من تویی... وای به روزگار من...(شد پیشوازم...اولین آهنگ پیشوازیه که اینقد ازش راضیم)

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

هوا تویی... نفس تویی ...لحظه ی پیش و پس تویی

میترا
میترا

بابام رفته بود بقالی ماست بخره بقال گفت: دیویستی دارید؟ اونم دست کرده بود تو جیبش یه آدامس بهش داده بود گفته بود امروز روز انتقامه!

امیر کریمی
امیر کریمی

یه وقتایی به آدما نگاه میکنمو چیزی که ارزش دوست داشتن داشته باشه پیدا نمیکنم

امیر کریمی
امیر کریمی

یکی از سخت ترین کارای دنیا اینه

امیر کریمی
امیر کریمی

بعضی وقتا باید یه کارای غیر قابل بخشش بکنی ، فقط به خاطر اینکه بتونی به زندگی ادامه بدی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

چقدر بده که آدم سرش اینقده سنگین میشه....

امیر کریمی
thCAO6SCH8.jpg امیر کریمی

یه عمل ساده ست ، اول پای چپ رو بر میداری بعد پای راست ، فیلمِ شیر در زمستان / آره به حرف ساده ست به عمل ساده ست ، ولی امان از بعدش ک با خودتُ تمام دنیا بلاتکلیفی

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گاهی آدم باید خدارو شکر کنه واسه کاری که تا یه قدمیش رفتی...اما انجامش ندادی.....