امیر کریمی
وقتی کسیو نصیحت میکنیم باید یادمون باشه که شاید اون بنده خدا ب حرفمون گوش کنه / گاهی یکیو دوس داریم میائیم یه جوری وادارش کنیم که قدرمونو بدونه برا این کار مسخره ش میکنیم ، نمیدونم بهش کنایه میزنیمُ ازین جور کارا ... ولی بعد فکرت برعکس جواب میده طرف ته حرفتو میفهمه ، میفهمه ک ای بابا واقعا خیلیم آش دهن سوزی نیست بر میگرده سر جاش ، سر جاشم اونجاس ک خیلی ازت دوره
امیر کریمی
یک ساعت که آفتاب بتابد خاطرات آن همه شبهای بارانی از یاد میرود ، این است حکایت آدمها / حالا بشین زخماتو بشمر ، اگه اون یه ساعت آفتاب ترجیحته حتما همه چیو فراموش میکنی
امیر کریمی
برو بانو! بگذار بیدار شوم باید بروم… خیال تو را به دوش کشیدن ، خرج دارد!
علی
آدم ﻭﻗﺘﯽ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﺭﻭ ﺑﻮ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﺎﻣﻪ ﺍﺵ ﺑﻮﯼ , ﻋﻄﺮ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻤﯿﺪﻩ ......ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﻩ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺸﻖُ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻧﻤﯿﺪﻩ !!!
Saman..!
دو دوست برای تفریح به ییلاق های خارج از شهر رفتند . . .
امیر کریمی
یکی تو بروکلین زندگی میکنه ، یکی تو ساتون . تو یه وکیل میشی یکی دکتر، یکی میمیره یکی حالش خوب میشه ، مردم متولد میشن، میدونی؟ من به تو حسادت میکنم ، به جوونیت ، برو حال کن ، بنوش، هرکاری میخوای بکن، بهرحال انتخاب دیگهای نداری ، منظورم اینه که همه ی ما ب گا رفتیم ، حالا یکی بیشتر یکی کمتر
امیر کریمی
الان دقیقا به خاطر توئه که نشستم اینجا وُ نمیرم خونه
امیر کریمی
I can't fly ، But I can kick your ass
امیر کریمی
گاهی میائی فقط برای حرف نزدن ، یهو ب خودت میائی میبینی چقد حرف زدی/ مثه این آدمائی هستن ک با اصرار میخوان ازت حرف بکشن ولی مثه جغد فقط نگاشون میکنی در مقابل بعضیا ک بهت میگن چیزی نگو ... و تو هی میگی هی حرف میزنی هی نمیتونی لال بمونی
امیر کریمی
یه روایت داریم فک کنم راجع ب یکی از اصحاب رسول الله هستش که میگه : ندیدمش مگر در چهار حالت : یا عبادت میکرد یا کار میکرد یا .... یه روایت هم من راجع ب یکی از همکارام گفتم ، در اداره ندیدمش مگر در چهار حالت: یا روزنامه میخواند یا با تلفن حرف میزد یا در حال خوردن و آشامیدن بود یا بر روی صندلی خود خوابیده بود
ت
13 سال و 1 ماه و 19 ساعت و 10 دقيقه قبلیعنی چی ؟
13 سال و 26 روز و 19 ساعت و 25 دقيقه قبلیه چیزی تو مایه های حروف اختصار خدا و رسول
13 سال و 24 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل