دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی سخت ترین کار تو زندگی اینه که تصمیم بگیری که از کدوم پل رد بشی و کدوم پل رو خراب کنی ؟

علی
علی

..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر کریمی
امیر کریمی

سالها پیش به فخری خوروش پیشنهاد داده بودن تو فیلم به خاطر دخترم هرگز که یه فیلم ضد ایرانی بود بازی کنه ولی وقتی فیلمنامه رو خونده بود قبول نکرده بودو گفته بود : درسته که من از کشورم بیرون اومدم ولی کشورمو نمیفروشم

امیر کریمی
امیر کریمی

اگر کسی را دوست داری بهش بگو / از اظهار وجودت نترس

امیر کریمی
thCAF820XH.jpg امیر کریمی

آزیتا حاجیان: چرا یه کار کردید ک برام همیشه استاد باقی بمونید ؟ جمشید مشایخی: تو اون وقتا یه دختر خیلی خوشگلو جوون بودی ،اگه من مرادت نبودم ، برات استاد نبودم ، موهای سفییدمو میدیدی این ویلچرو میدیدی

امیر کریمی
امیر کریمی

پنجشنبه خواهر دوستم فوت کرد ، اونموقع ک از کربلا برگشتیم همون روز بعد از زلزله بم بود ، یه هفته قبل از این ک با بچه ها بریم کربلا الف ازدواج کرد ، شوهرش شمالی بود اینم فردای همون روزی ک از کربلا برگشتم فهمیدم ، رفته بودم شیرینی بگیرم موقع برگشت یه مرد پنجاه شصت ساله شمالیو با یکی یا دوتا گونی برنج ب دوش دیدم ک دنبال خونه ی جدید خانوم الف میگشت میگفت: هیچ وقت تهرانو یاد نمیگیرم ، تو همون چن قدم همه چیو با لهجه گیلکی تعریف کرد ، دیروز تو بهشت زهرا ذهنم همه ش درگیر این چیزا بود داداش الف ک با موتور تصادف کردو مرد ، نونوائیشون ، کربلا ، عروسی ، زلزله بم ،شیرینی ... ولی این درگیریای ذهنی باعث نشد کسائی رو ک خیلی وقت بود ندیده بودمشون نبینم / دیدن یواشکی و دیده شدن یواشکی /از یه دختر هفت ساله بجا مونده ، یه دختر با موهای بلندُ لَخت که موهاشو با این کش گرد رنگیا بسته بودنو زیر نور آفتاب داغ شهریور ماه دیروز ظهر بهشت زهرا مثه خرمن گندم میدرخشیدنُ فارغ از همه ی دنیا بود... / راستی دیروز حس کردم از تو هم نگران بچشه

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

باید پای ثابت این دوستت دارم ها باشی ...حتی آنجا که احمقانه قصد،می کنم ، ننویسم ات حتی توی سکوت و قهر ِواژه هایم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دلم نمی خواهد وسط دوست داشتنهایم ،حرف ِ اضافه ای آمد وشد داشته باشد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

یک لیوان چای داغ بهانه است. داغ‌ترین بهانهء دنیا برای با هم بودن. حالا تو هی بگو چایی دوست ندارم. جانِ من بیا و دوستش داشته باش.

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من گم شده ام در دوردست های خودم....

علی
علی
توسط موبایل در چهار راه

با کسی نباش که از تنهایی میخواهد با تو باشد .. با کسی باش که از بین همه میخواهد با تو باشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

و یعنی همیشه " نگران قد بچه ش، وزن بچه ش ، معلم بچه ش وضعیت درآمد و مسکن بچه ش ، همسر بچه ش ... آفتابِ مستقیمِ رو سنگ قبرِ بچه ش "