دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

همه قوانین را در بوق و کرنا کرده بودن که هیچ باری حق ندارد بر شانه های تو سنگینی کند.. هیچ کارفرمایی حق ندارد بر سر کودکی ات، معامله کند.. هیچ کودکانه ای نباید گروی هشت و نه زندگی ات باشد.. همه کنوانسیون ها را به تیراژ میلیون میلیون تریبون فریاد زده بودند که هیچ پینه ای نباید به دل دست هایت بنشیند... هیچ استعدادی نباید در کف آسفالت هدر برود.. هیچ رویایی نباید کــلاغ پر واقعیت زندگی شود.. هیچ جای حقوق بشر، حق کودکی هایت را ادا نکرد.. تو فقط نماد دهان های به نرخ روز بازی هایی شدی که برای ارضای وجدان های نیمه بیدارشان قوانین تصویب می کردند..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد … راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

فضای مجازی واســـه بعضــــیا مثل بهشت زهراست... واسه سر زدن به اونی که دوستش دارن... ولی دیگه ندارنش...! برای آروم کردن دل خودشون میرن توی پروفایلش... با یه دنیا حسرت و خاطره فقط سکوت میکنن و حرفای دوستای تازشو میخونن... آدمهای دنیای مجازی از دور ذوست داشتنی ترن....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

روسری ات ، سُرخورده ترین احساس مردی است که تار به تار ،خودش را به تو گره میزند و شانه به شانه ،با ترس نبودنت ، خودش را سُر میدهد به دامنت...روسری ات را محکم میکنی و برای شل کردن درددل لبهایش با گردنت ، باز هم باید دست به پارو شود.....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گاهی وقت ها دلت می خواهد با یکی مهربان باشی /دوستش بداری وَ برایش چای بریزی /گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را صدا کنی بگویی سلام می آیی قدم بزنیم؟ گاهی وقت ها دلت می خواهد یکی را ببینی .....گاهی وقت ها... آدم چه چیزهایِ ساده ای را ندارد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بعضی ها آنقدر مرد هستند... که می شود بر روی تخت / روی آنها حساب باز کرد آنقدر خوش قول هستند... که بعد اعتمادت / شصت را به نشان پیروزی با تو سر شاخ می کنند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

روزی خواهی‌ دانست ماندن اگر سر ریز کند ، بودن را به تعفن می‌‌کشد و آنروز فاصله‌هایِ بی‌ توهم را عزیز تر خواهی‌ داشت از نزدیکی‌‌های دروغین ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

لبخند بی دلیل , کادو بی دلیل ، بغل بی دلیل , اس ام اس بی دلیل ،زنگ بی دلیل ...چیزهای خوب دلیل نمی خواد ...اینقدر دنبال دلیل نباش...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد ..گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بداند که اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای ...گاهی بر سرکارهایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت گذاشت تا آن را کم اهمیت ندانند.. گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمیداند و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد ادمها همیشه نمی مانند...یکجا در را باز میکنند و برای همیشه میروند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

یک جای این بی کسی همیشه تن به سنگسار می دهد.. وقتی من مانده ام و آغوش خسته زنی غمگین که حکم مرگش را همان سنگ هایی که از مرد به سینه می زد، صادر کرده است..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﻫﯿﭻ .... ﺣﻤﻮﻡ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻪ ﮐﺠﺎﺳﺖ ..... ﻭﺍ ﻣﺼﯿﺒﺘﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ

زهره
زهره

یه وقتهای شیطان میره تو جلد ما یه وقتهای هم ما میریم تو جلد شیطان !

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گاهی با خدا رو در رو می نشینی ... چشم در چشم ... نگاه در نگاه ... بی آنکه نیاز باشد حرفی بزنی ... خیره خیره در سکوت می نشینی و تجدید میثاق میکنی ... برای روزی که اگر دوباره زخمی شدی ... اگر دوباره تنها شدی ... اگر ... اگر دوباره پایت به سنگ خورد و زمین افتادی ‌یادت باشد دستهای او تو را رها نخواهد کرد ... و یادت باشد امیدت را از دستهای او برنداری ... .... گاهی باید با خدا رو در رو ... چشم در چشم ... نگاه در نگاه بنشینی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

با بعـضیا دست میـدی انگار داری یه ماهـی مرده رو تکون میـدی خو نمیخوای دسـت نده مسخره....