دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

ممنون که بیشتر از خودمون حواستون بهمون هست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

به جرم وسوسه ... چه طعنه ها که نشنیدی ، پس از تو ... همه تا توانستند شدند ...

امیر کریمی
امیر کریمی

یكی بود یكی نبود زیر گنبد كبود لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسته بود. زار و زار گریه می كردن پریا مث ابرای بهار گریه می كردن پریا.

امیر کریمی
امیر کریمی

ای سیب سرخ ، چرخ زنان در مسیر رود ... یک شهر تا به من برسی، عاشقت شده است...

امیر کریمی
امیر کریمی

زن وقتی قهر می کرد، هیچ چیز نمی خورد.مرد وقتی قهر می کرد از بیرون غذا سفارش می داد. و بعد از سه وعده سفارش غذا دادن زن از بیم ولخرجی مرد آشتی می کرد.این بار وقتی زن قهر کرد، حتی قبل از آنکه دعوایش با مرد تمام شود، گوشی تلفن را برداشت و به بهترین رستوران محله شان سفارش یک پرس چلوکباب سلطانی با مخلفات داد.مرد آن وعده غذا را نخورد.زن قبل از آنکه وعده غذایی دیگر فرا برسد، به پیتزا فروشی محله سفارش پیتزا داد و بی خیال رژیم سفت و سختش همه ی پیتزا را خورد.مرد این بار نیمرو درست کرد و خورد .زن وقتی می خواست برای بار سوم غذا سفارش بدهد، به رغم دستور اکید زن همسایه، باقیمانده ی خرج خانه را شمرد؛ خرج یک هفته را پیشاپیش هزینه کرده بود...

امیر کریمی
امیر کریمی

چی بودیم .. چی شدیم... خودمونیم ها.. از همون اولشم فقط غر می زدیمو غر می زدیم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

دوست داشتن های نامتعارف نشانه ی فقر روح است... روح فقیر با چیزهای نامتجانس سیراب می شود ... یه بنده خدایی گفته ...

امیر کریمی
امیر کریمی

که تمام می شوند خال گوشتی بزرگ کنار بینیِ زن را می بینید موهای کم پشتِ مرد را که مدل های جدید روی آن جواب نمی دهد ... مرد برایِ روزِ زن کمربند لاغری میخرد ... زن روزنامه ها را طوری تا می زند که آگهی های کاشتِ مو به چشم بیایند....

امیر کریمی
امیر کریمی

من همانی هستم که دونفره هایت را با او بر سنگفرش های خیس قدم نمی زنی ... همانی که روزهای بارانیت را با او زیر یک چتر نمی روی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

من همانی هستم که در چشم هایش برق شعف نمی خواهی ... همانی که لای موهایش را با سرانگشتانت نمی کاوی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

من همانی هستم که دلتنگش نمی شوی ... همانی که نگرانش نمی شوی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

من همانی هستم که دنبالش نمی گردی...

ستایش
ستایش

دلتنگم از این لبخندهای خشک ، احوال‌پرسی‌ های معمولی ! چشمانِ من تصویری از جنسِ تو می‌خواهد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

تا بچه چهار پنج سالش بشه باید دسته ی هاون رو هم از سقف آویزون کنی تا دستش بهش نرسه...

امیر کریمی
امیر کریمی

مترسک سرجالیز فقط کلاغها را می ترساند نه قدرت دارد به آزردن هایت اعتراض کند نه جرات دارد ریشه کن شود و برود..