دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

جهانگیر فروهر (دکتر) ب شهره آغداشلو (بدنام) : دلمون برات تنگ میشه بهت عادت کرده بودیم به اخم و تخمات ، اولدُرم بُلدُرمات، سگ خُلقیات ، ولی گور پدر دل ما ، دل تو شاد / اگه یه روز با شوهرت بودی دکترو تو خیابون دیدی هول نکنیا ، دکتر که شیطان نیست لوت بده ، عادی رفتار کن

امیر کریمی
امیر کریمی

همفری بوگارت: عزیزم امیدوارم از اون گردن زیبات حلق آویزت نکنن ، آره عزیزم میخوام به پلیس تحویلت بدم ، اگه شانس بیاری زنده میمونی ، منظورم اینه که اگه دختر خوبی باشی بیست سال دیگه آزاد میشی ، منتظرت میمونم ، اما اگه اعدامت هم کردن همیشه به یادت میمونم

امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی انگار گذشته ای نبوده که حالا بخواد تو خاطره ، هم بیاد

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

پیرمردِ تُرک : من رفته بودم واسه خودکشی ، ولی توت چیدمُ برگشتم خونه ، یه توت من رو نجات داد ، ولی خداییش از هر چی که میگذری بگذر، از مزه ی گیلاس نگذر

امیر کریمی
امیر کریمی

دیروز قبل افطار یارو تو خیابون نعره میکشید: فاطمه تا ده دقیقه دیگه خونه باش ، اگه تا ده دقیقه دیگه از خونه به من زنگ نزنی سرتو میبرم

امیر کریمی
امیر کریمی

امروز بعد از سالها پول خیس دیدم / اولین باری ک پول خیس دیدم یازده دوازده ساله بودم ، رفته بودم بقالی سر کوچه مون که دیدم یکی از خانومای همسایه هم اونجاست وقتی مغازه دار مبلغ جنسارو ب خانوم گفت، خانوم پشتشو کرد ب مغازه دارو رو به من وایساد ، اونموقع حتما تو دلش گفت: این پسر بچه هیچی حالیش نیست و یهو دست کرد تو یقه ی پیرهنشو اسکناس در آورد ، یه دونه در میاورد بعد یه نگاش میکردُ دوباره دست میکرد اون تو وُ یه اسکناس دیگه چن بار این کارو کردُ منم نگاش میکردم خیلی عجیب بود برام انگار یه شعبده باز داره از تو کلاهش خرگوش در میاره ، بالاخره اسکناسارو ب مغازه دار دادو حساب کردو رفت ، خانومه ک رفت مغازه دار باخنده گفت : این پولارو از بس خیسن باید بندازم رو بند رخت / حالام بعد این همه سال امروز یه خانوم به راننده تاکسی پول خیس دادو پیاده شد ، وقتی خانومه رفت رانندهه بدون غر زدن اسکناسُ گرفت بیرون پنجرهُ حرکت کرد ، اهتزاز اسکناسِ خیس تو باد منُ برد به بقالی سرکوچه قدیمیمون

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

غربت من شده نبودن تو. همه چیز را مثل موهات به باد بسپار دلت را به من. یادت نرود مال منی!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

مـرا به قدر یک لبخندِ عاشقانه میهمانِ خود کن و به اندازه ی یک سلامِ دوباره دوست بدار! به حرمتِ همان بوسه ها... که... خوب می دانند... یک لبخند و سلامِ ساده میهمانِ تو بـودن بس نیست!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ﺩﻟـﻢ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ . . . ﯾـﮏ ﻣـﯿـﺲ ﮐـﺎﻝ ﺑـﺎﺷـﻢ ﺑـﺮﺍﯾـﺖ . . . ﺷـﻤـﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐـﻪ . . . ﺳـﯿـﻮﺵ ﻧـﮑـﺮﺩﻩ ﺑـﺎﺷـﯽ ! ﺯﯾـﺮ ﻟـﺐ . . . ﺗـﮑـﺮﺍﺭﻡ ﮐـﻨـﯽ . . . ﺑـﻪ ﯾـﺎﺩﻡ ﻧـﯿـﺎﻭﺭﯼ .. . ﺩﻟـﻢ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ . . . ﺑـﯽ ﺍﺟـﺎﺯﻩ ﯼ ﺗـ ـﻮ . . . ﭘـﺎﺩﺷـﺎﻫـﯽ ﮐـﻨـﻢ ﺩﺭ ﻧـﺎﺧﻮﺩ ﺁﮔـﺎﻫـﺖ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گذشته به گذشته تعلق دارد... خودت را برای کوتاهی‌ها و خطاهایت ببخش! آغازی دوباره داشته باش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بکش ضامن زندگی را در من.. نمک پروردهء آغوش توام.. آغوشــت..... آعوشــت اگر نباشد دست و دلم به زندگی کردن نخواهد رفت..

این ارسال را بازنشر کرده است.
Saman..!
Saman..!

تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی . . .

میترا
1372019035_iran-forum-18.jpg میترا

میترا
BeautyFlowers_Persian-Star.org_21.jpg میترا

امیر کریمی
thCA8VQFPI.jpg امیر کریمی

عطا : من پسر اقدس خانومم همون که حسرت یه رکعت نماز نخونده رو به دل سیاه شیطون گذاشت / این اقدس خانوم شبیه مادرای خیلی از ماهاست ، چقدر از ماها شبیه عطائیم؟