دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ѕнιмα
ѕнιмα

اون اوایل(چن سالِ پیش) که یکی بهِم میداد به هرکی که دوروبرم بود میگفتم هیسس چیزی نگین صداتونو میشنونا...

F a r z a m
F a r z a m

که در گفتن واژه ی رضازاده کلا مشکل دارم و به صورت خودجوش رو زبونم نمیچرخه اصن یه وضعی دارم با این کلمه !!! معضلی شده واسه خودش همیشه خداخدا میکنم با افرادی که باهاشون در ارتباطم رضازاده نباشه فامیلیشون تا به قول یارو گفتنی ضایع نکنم

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توسط موبایل در اعترافگاه

و اعتراف میکنم هر وقت یه غذایی رو با عجله درست میکنم انقد خوشمزه ه ه ه ه میشه که نگو و نپرس

♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف می کنم خسته ام..

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ .....ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍ ﯾﮑﯽ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ

VAHiD
VAHiD
توسط موبایل در اعترافگاه

امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه 3,4 ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟ خانومه هم خیلی با ناز گفت عزیزم منم مامانت ! منم یهو برگشتم گفتم دروغ میگه آقا گرگست ! بچهه هم لج کرده بود درو وا نمیکرد با هزار ترفند به زور درو باز کرد ...

VAHiD
VAHiD
توسط موبایل در اعترافگاه

یشتر ساعات التماسی که تو زندگیم داشتم مربوط به دوم ابتداییم میشه که به یک سگ التماس می کردم جون مامانت اینجا یخ زده پارس نکن من مثه آدم رد بشم.. احمق بی شعور و ... اینقدر پارس کرد 10-12 بار تو 5 متر خوردم زمین زانوم ترک خورد دماغمم شکست...خخخخخخخخخح :‏|‏

این ارسال را بازنشر کرده است.
Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم، با شنیدن جمله "مراقب خودت باش!" در انتهای گفتگو با یه ، احساس میکنم!!

VAHiD
VAHiD
توسط موبایل در اعترافگاه

ما یه همسایه داشتیم که من و داداشم خیلی ازش بدمون میومد. یه روز این خانم مریض شد و مامانم یه جعبه شیرینی خرید که عصر بره ملاقاتش. من و داداشم یواشکی رفتیم سراغ شیرینی ها و دونه دونه لیسشون زدیم و گذاشتیم سر جاش که مثلا خانمه شیرینی های لیس زده ما رو بخوره و ما دلمون خنک شه. عصر مامانم رفت در خونه شون، اما خانمه خونه نبود. مامانم هم شیرینی رو آورد و گفت خانمه نبود، خودمون اینو بخوریم!!! حالا من و داداشم مونده بودیم کدوم شیرینی رو من لیس زدم و کدوم رو اون.

Rayhane
Rayhane
توسط موبایل در اعترافگاه

اعتراف میکنم، بعضی اوقات دوس دارم مخاطب خاص یکی باشم، و گاهی ب بعضیام حسودیم میشه; اما زود پشیمون میشم!

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
توسط موبایل در اعترافگاه

ازدست خودم خسته شدم

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ....ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ .....ﻧﻪ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ .....ﺍﺻﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻭﺍﺗﺎﺭﻡ ﺭﻭ ﺧﻔﻦ ﮐﺮﺩﻡ .....ﯾﻪ ﻻﯾﮏ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ......ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻢ ﺯﻣﺎﻥ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻭ ﺩﻧﺒﺎﻟﺮ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ‌ﺧﻮﻧﻢ .....