دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ .....ﺑﺎ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﭘﺴﺖ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻡ

این ارسال را بازنشر کرده است.
nastaran
nastaran

اعتراف میکنم الان ذوق مرگ شدم!!! بعده 11 روز اومدم دنبالر دیدم دیدگاه تا خطاب تا پیام خصوصی دارم!!!!! اصن یه حالی شدم

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ .....ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭﯼ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺸﻢ .....ﮐﺶ ﺍﻭﻣﺪ ....ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ !!

ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی
ⓂᗩⓃⒾᗩ فسقلی

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم این سنگ قبرایی که روی دیوار بودن توی این اتاقا یعنی مقبره ها فکر میکردم این مرده ها رو توی دیوار خاک کردن. (جمله بندیم عالی بود به جان خودمم کپی پیست نبود )

الهــــ ه
الهــــ ه

باید اعتراف کنم همیشه حیوونارو بیشتر از ادما دوس داشتم طفلیا همیشه بهشون ظلم میشه

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ....ﺁﻭﺍﺗﺎﺭﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﺷﺎﺳﭗ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺍﻡ ....ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﻩ

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ ...ﺩﺭﺱ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﭼﺎﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺗﻮ ﺩﻧﺒﺎﻟﺮ

الهه
IMG_0842.JPG الهه

یادمه بچه که بودم خاله ی بابام زیاد میومد خونمون . هیچ چیزشو دوس نداشتم جز سیگار کشیدنشو زیاد کنجکاوی می کرد . یه روز ک فهمیدم داره میاد خونمون یه ورق برداشتم روش نوشتم بیخود زنگ نزن ما خونه نیستیم و چسبوندم ( با چه زحمتی !) به پشت ِ در که وقتی میرسه ببینه اونم دیده بود کاغذو بدون اینکه زنگ بزنه برگشته بود مامانم ک فهمید درسته منو ترکوند اما حس شعفی که اون روز ته دلم داشتم کمتر پیش اومد برام دوباره تکرار بشه . . .

VAHiD
VAHiD

اعتراف میکنم کوچیک که بودم صابون که میفتاد کف حموم با شامپو میشستمش !!!

VAHiD
VAHiD

اعتراف میکنم تاحالا روزه نگرفتم

...Ali
...Ali
توسط موبایل در اعترافگاه

ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ...ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﻧﺒﺎﻟﺮ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﺎﻡ .!ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ

گلمنگلی ❣
گلمنگلی ❣

من نمیخاستم اعتراف کنم ولی دووربین شکاری انقد چیزه باحالیه . . . تا ته مستراحه کاخ سفیدم میشه دید . . . . (البته توو بروشوورش قید کرده فق مختص آدمای باجنبه) . . هر وخ دیدین اقاهاتون سخت مشغول رصد و کارای علمی اند دهنشوونو پره فلفل کنید

الهه
الهه

عاشق وقتائیم که اذیتت می کنم / فک می کنی جدی حرف میزنم دپرس میشی اینم مرضه یجوری دیگه

این ارسال را بازنشر کرده است.
mohammad.gh
mohammad.gh

اعتراف میکنم الان نزدیک دوساله پیرهن آستین بلند نمیپوشم!

Mr.SileNce
Mr.SileNce

اعتراف می کنم خیلی وقته دلم می خواد ساعت ده و یازده شب بخوابم