هذيان با آيينه
انقدر راه می روم .. تا به حرف بیایند ..! "خط های سفید وسط جاده " .. محال است جای تو را ندانند ....
هذيان با آيينه
میشنوی ؟؟ .. دیگر صدای نفسم نمی آید ..! به دار کشیده مرا .. بغض نبودنت . . .
هذيان با آيينه
آدم های عاشق همانند قاتل ها خطرناک اند .. آنها بعد از شکست تغییر میکنند .. ناگهان دیگر دوست نمیدارند .. دیگر قادر می شوند که هرگز اشک نریزند.. و ناگهان تبدیل به انسانی فوق العاده خطرناک می شوند آنها راه زنده ماندن را یاد گرفته اند...
هذيان با آيينه
سخت است! فراموش کردن کسی که، با او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم ...
هذيان با آيينه
دوری آزمون دلهاست .. یا دلتنگ می شوی یا فراموش…
هذيان با آيينه
برای خــــــــــــودت زندگی کن برای دیگری زندگـــــی باش . . .
هذيان با آيينه
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست میدارم ,تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه... تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم..
هذيان با آيينه
میروم !!! بغض خواهی کرد اشکها خواهی ریخت غصهها خواهی خورد نفرینم خواهی کرد دوست ترم خواهی داشت یک شب فراموشم میکنی فردایش به یادت خواهم آمد عاشق تر خواهی شد امید خواهی داشت چشم به راه خواهی بود و یک روز یک روزِ خیلی بد رفتنم را برایِ همیشه باور خواهی کرد ناامید خواهی شد و من برایت چیزی خواهم شد مثلِ یک خاطر ه ی دور تلخ و شیرین ولی دور ، خیلی دور و من در تمامِ این مدت غصهها خواهم خورد اشکها خواهم ریخت خودم را نفرین خواهم کرد تمامِ لحظهها به یادت خواهم بود ... !!
هذيان با آيينه
هر جای احساسم را لمس کنی درد دارد ! جای ردپایت کبود است جای نگاهت تاول زده این اثار شکنجه ات است ... باشد ... اعتراف میکنم گفته بودم عشـــقم : با من ســـــاده باش نه اینکه سـاده از عشقم بگذر ! میدانم حکم تبعید است ؛ تبعید از "رویا هایم"...
هذيان با آيينه
کاش می گفتی دوستت دارم… قلبم می ریخت… تکه های پازل را با هم از زمین برمیداشتیم و پازل را با هم از اول می چیدیم و تو میدیدی که 'تکه گم شده اش بودی…"
هذيان با آيينه
گاهـــــے دلمــ از هرچـــــــــہ آدمـــہ میگیرد. از هرچــــــہ در دنیــاستـــــــ میگیرد. آز عشقـــ هـــا ـے دروغینـــــــــ... آز نامردے هآے مردم روزگآر... آز جنگلـهآ وطبیعتـــــ ... آز دریآها... خدایآ: آزهرچـــہ در دنیآیتـــــ وجود دارد دستــــ برداشـتــہ آمـــ..... فقـطـ دستـــ از سرمـــ بــردآر....میتوآنـے؟ بســـہ هرچے امتحانمـ کردے... کم آوردمـــ...
هذيان با آيينه
✗ دیوانه ام می کند...! ✗ ✗ فکر اینکه .. ✗ ✗ زنده زنده .. ✗ ✗ نیمی از من را . . ✗ ✗ از من جدا کنند !! ✗ ✗ لطفا ... ✗ ✗ تا زنده ام بــــــــــــــــــمان! ✗
هذيان با آيينه
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می آید می ماند و به تنهاییم پایان میدهد! آمد رفت و به زندگی ام پایان داد…
خیلی زیبا ..
13 سال و 5 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 28 دقيقه قبلکاش اینقدر سکوتش طولانی نمی شد . . . . ..
13 سال و 5 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 27 دقيقه قبل