دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل نوشته ها و دلتنگي هاي من براي تو
وقتي هيچ كجا هيچ كس مثل هيچ كس نيست وقتي كسي ترا باور ندارد همه نا گفته هايم را با اينه مي گويم آينه مقابل ديوار است پس ديگر هم پشت و پناه دارم و هم همدلي نشسته در سكوت

جزئیات گروه

شناسه 514
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 4737 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 84
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 195
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 24

کاربران گروه

(329 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هذيان با آيينه
شناسه‌: 514 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

تمـــــــامـــ مے شــومــ شبـــے . . . فکـــرشــ را بکن . . ! یکــــ روز مــی آیـــے و مےبـــیـــنـــے . . . نه هستــــم . . . نه این کلمــــات ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

از من فاصله بگير ! هربار که به من نزديک می شوی ..باور می کنم هنوز می شود ..زندگی را دوست داشت... ! ..از من فاصله بگير ! ..من خسته ام از اين اميدهای کوتاه ..

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

سخت است می نوش کسی دیگر بود... شمع شب خاموش کس دیگر بود... بایاد کسی که دوستش می داری ... یک عمر در اغوش کسی دیگر بود...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

ساعت نشدم پشت به دیوار کنم خود را به دقیقه ها گرفتار کنم ساعت شده ام که دوستت دارم را هر ثانیه در گوش تو تکرار کنم ..

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

پرنده که میخواند و نسیم که میوزد، با خودم میگویم حتما حال تو خوب است که جهان این همه زیباست ....

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

زن که باشی . . . . باید که فریاد کنی همه بودن ها وحقانیت هایت را تا کسی به چشم کالا نگاهت نکند

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

زن که باشی باید همه زخم های نامردی مردهارا پنهان کنی تا از زهر ترحم درامان به مانی

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

زن که باشی باید جنگیدن بدانی برای اثبات قداست زنانه بودنت

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

به آسمان نگاه می کنم به خورشید . . به این جمع آشنا که غریبه ترین غریبند . . . . . چه معجزهای داشت کلامهای آخرشب . . . . . . هیچکس دیگر غریب نیست به چشمانم . . . . . همه را شبیه تو می بینم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم كا[!]ت...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

بزرگترین سرمایه ی یک دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد..

هذيان با آيينه
1349762627443263_large.jpg هذيان با آيينه
توسط ژوان

و .. حرف می زند با نگاهش .. با همه شکستگی اش .. بی اعتمادیش .. و او عاشق است .. میداند .. و نمی تواند .. و نمی خواهد زندگی کند .. نگاهش طعم تلخ جدایی .. طعم شیرین عشق .. طعم گس بودن و نبودن را دارد .. با چشمهایش می گوید " بی تو به کجا می توانم باشم و بمانم .. که مرا بعد از تو ماندنی نیست .. من سالهاست رفته ام .. من در مقابل آئینه ام .. و باز تو .. تو به جای من خود را نشان میدهی .. حرمت عشق را با سکوت پاس بداریم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

خودت باش، کسی هم خوشش نیومد… نیومد… که نیومد! اینجا مجسمه سازی نیست!

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

آموخته ام کــه اگــر کـسـی از مــن یـادی نکرد ، یـادش کنم شــایــد او تـنـهـاتــر از مـن بـاشــد ...

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط ژوان

این روزها یکـــرنگ که باشی چشمشان را می زنی..! خسته می شوند از رنگ تکـــراریت… این روزهـــا دوره رنگین کمــــان هاست..!