دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

این فیلم رو آدم میبینه حس کردنش تقویت میشه هی دوس داره یه چیزیو خورد کنهمامانمم دیده این حس در من قویه از فرصت سوء استفاده کرده وسایل رو آورده میگه اینارو خورد کن تا حست از بین نرفته( جواهری در خانه )

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

اینی که تا کسی از خانواده باهاشون میکنه هی میگن رو تا حالا پیش نگفته بوددیشب یه چیز بهش گفتم قبول نکرد و من از در رفت و اینو گفتم نزدیک بود و با هم بشم

آناهیتا
آناهیتا

من اگه یه موقع نامزدی کردم آهنگ پروفایلم رو استاد رو می ذارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

هر روز صبح اول میومدم میزدم که شاید اسمم واسه در بیاد ولی انگار نه انگارامروز ینی در واقع کلا نیومدم ساعت یه ربع به 00:00 اومدم حاضری زدم اسمم در اومدمیگن اصل

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

200 تومن باقیمونده رو پرسید بدم؟ گفتم باشه / دیدم یه دونه از این 5-6 تایی که آخرین بار 25 تومنیش توو ذهنم مونده بود و یکم که ‌ش می‌پَرید هر بار یه وَری پرتاب میشد رو دادش چـِشَم به این بود یه ‌ـی چیزی هم همراش بده, که یهو تصمیم گرفتم بازی درنیآرم که این مکث و تفکرات خدا رو شکر زیر یک صدم ثانیه بود سریع زدم بیرون / هیچچی دیگه "و ما از درس درست مصرف کردن آموختیم" اِنقَدَر میجوئمش تاااااا ‌م, که قشنگ شیرَه‌ش رو بــِکِشم

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

بااینکه من خودم یه خانومم ، ولی بضی وقتا خانوما ُ عقده ای بازیاشون تو این مورد [ و خیلی چیزای دیگه ! ] حالم میشه . . .

Andishgar
Andishgar

دلم تنگ بقیعه.... تا به کی باشد حرم در دست این نامحرمان

این ارسال را بازنشر کرده است.
سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

از بچگی همیشه یا صدای رادیو تو گوشم بوده یا موسیقی .از بچگی از وقتی هنوز حرف نمی زدم، همیشه سه تا کاست داریوش تو ضبط صوت خونمون بود که با سوز می خوند "دلم مثل دلت خونه شقایق.چشام دریای بارونه شقایق مثه مردن می مونه دل بریدن .ولی دل بستن آسونه شقایق " در جای دیگر می فرمود: "بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو."و من با شنیدن این ابیات همینطور گیج می زدم چرا خواننده محبوبِ مادر یک بو را می گیرد و همه چیزش را می دهد! و در جای دیگر هشدار سال 2000 را می داد "سال سقوط سال فرار سال گریز و انتظار فصل شکفتن فلز سال سیاه دوهزار" و آدم دلهره اش می گرفت ولی چون حساب درست حسابی بلد نبودم با کودکی سرخوشانه پیش خودم می گفتم اووو کو تا سال 2000!خلاصه همچین عادت کردیم و در لحظات عادیتر به برکت حضور موسیقی کمی در خود فرو رفتیم و اندکی گوشه گیر شدیم و اندکی غمگین،با پس زمینه رمانتیک حالت عادی وجودیمان شد.که فکر کردیم هر آدمی ته دلش کمی غم و شقایق و بوی گندم و فکر یار لازم دارد حتما!شاید اگر از بچگی می گذاشتند شهرام شب پره و شهره گوش دهیم حالا شادتر از این حرفها بودیم!‏

سمیـــــــــــرا
سمیـــــــــــرا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

به ساعتم نگاه می‌کنم زمان می‌گیرم تکیه داده‌ام به باد صبا .

Iman kamran
Iman kamran

همیشه فک میکردم اینه که پات لیز بخوره با سر بری تو و بشی و بمیری ولی از وقتی که این فیلم رو دیدم نظرم کاملا عوض شد واقعا ظلمه که بخوای یه چایی بخوری یه قند بندازی تو دهنت گلوتو بگیره بمیری ....

مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]
Capture25.JPG مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

اَز مـَـنــی کــ‎ه هـَـمــیــشـــ‎ه َم 13 بــوده چــ‎ه دآرَن ــآ. . .

parnian
parnian
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دلم نمیخواد وقتی مثلا داره از من تعریف میکنه...سریع اسم یکی دیگه رو هم بیاره!

ѕнιмα
ѕнιмα
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

یکی نیس به این هموطنان غیرشمالی بگه بخدا هم جزیی از ایرانه... کی گفته با این سروووضع میتونین توخیابونا بگردین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا

موضوع دیشب برنامه رادیو هفت در مورد تنهایی بود.بعد هر کس sms داده بود می نالید از تنهایی.من موندم این همه دخترا پسرایی که با هم تو خیابونا هستند از خارج اومدند ایران؟

parnian
parnian
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

بازم غروب دلگیر جمعه...

این ارسال را بازنشر کرده است.