دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا

فردا صبح باید 70 کیلو غوره بشورم تا بابا ببره و آب غوره بگیره

O u ➌ Ph ¥
O u ➌ Ph ¥

پاره ای از اوقات اونقدر زندگی میاره با , , ‌های سرسام آور , , , بی‌پولی , , و باقی المترادفین که دیگه به انتهای انتهاش میرسی و هیچ راهی جز این نداری که دست به جیبِ خودت بشی و اندکی هم از کیف پولت خرج کنی .. .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

از همینجا اعلام میکنم تیکه کلام منه هرگونه کپی برداری از جمله به هر نحوی پیگرد قانونی دارد آنـــدرستن حالا بگـــــو خــــــــوب

♥ zαняα ♥
♥ zαняα ♥

جَواب ِ تک تک شَبـانـَمو / تک تک آه کشیدَن ـآی بآرَم ُ می گیـرَم یـ ه !

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

همیشه بوی میدهد.... . . . . . . .جانماز مادربزرگ/

عاطفه..!
عاطفه..!

دیشب واسه مراسم احیا رفتیم پای سخنرانی ِ استاد رائفی پور،خیلی چسبید توی هوای باز،بعدشم که قیمه ی نذری...

آناهیتا
آناهیتا

من باید شبکه بازار رو بین دنبالری ها ترویج بدم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دیشب مامانم بهم گفت برو اداره پست ببین گواهی نامه ات اومده من:بگیرم بابا ماشین نمیده بابام: چرا ندم وقتی میبنم پسرم به فکر باباشهصبح زودتر از خوابش میزنه میره مینی بوس سوار میشه تا کرایه کمتر بده اینکه میبینم دنبال رفیق بازی نیست کسی ازش پیشم شکایت نیومده دنبال دخترا مردم نیست اهل خلاف نیست وقتی میبنم آدمه چرا بهش ندم بعد فقط این موهات من بدم میاد مثلا این اخریه نمیگفت نمیشد ولی خدایش این اولین باری بود اینا از بابام شنیدم

آناهیتا
آناهیتا

الان برا من سئوال شد.اینایی که تو چاپخونه های بزرگ کتاب کار می کنن،می تونن یه جلد از کتاب رو برا خودشون بردارن؟

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

من غلط کنم دفعه دیگه با معده خالی کپسول مولتی ویتامین بخورم

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دلتنگ ام؛بیش از حد...

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

دبیرستان بودیم دلخوشیمون هفته نامه ماهان برادران سعیدی پور و امثال این بود که عکس بازیگرا و فوتبالیست هارو صفحه وسط بزرگ چاپ کنه؛نه مثل الان که اینترنت این قدر در دسترس باشه

reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

تویِ این چن شب اصن دعا نکردم چون برآورده نمیشه اصن دعایی ندارم که برآورده بشه واسه سلامتی دعا کنم واسه سلامتی کی؟همین نامردا؟همینایی که موقع تنهاییت حواسشون پیشِ یکی دیگس.اصن کی واسه من دعا میکنه که من واسه اون دعا کنم..واسه خودمم دعایی ندارم...یه جور داغون شدم که با هیچ دعایی خوب نمیشم

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

خوبی پنجره اتاقم اینه که تور فلزی ها داره و ترس از اومدن سوسک و این چیزا داخل اتاق ندارم

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

پنجره اتاقم باز کردم؛پسر همسایه با دوستاش تو کوچه؛در حال تعریف کردن