ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاهـــی ظـــریـف . . . گاهـــی طـــویـل . . . گاهی زیر می شد دلم گاهی رو وقتـی می بـافـتـــم خیـال تـو را . . ! حـالا فقـط گـره می زنـم رشـته هـای از هـم گسـسـته را . . . بـا ایـن کـلاف سردرگم بـافتـه نمی شـود خیـالت ! چـه کـنـم ....؟؟؟؟؟
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دلتنگم از اين قابهاى مضحک بى روح..لبخندهاى خشک..احوال پرسى هاى معمولى .....چشمان من..تصويرى از جنس تو مى خواهد.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
رؤیاهایم حباب؛ نه میترکند نه میهراسند,, پرواز میکنند بیخیال!!
میترا
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد،مثل خوردن یه فنجون قهوه ی گرم توی برفه که هوارو گرم نمی کنه ولی آدمودل گرم می کنه.
حسین
كاش ميدانستم ... به چه مي انديشي ؟؟؟ كه چنين گاه به گاه ميسراني بر چشم.... غزل داغ نگاه ! مي سرايي از لب.....شعر مستانه آه
♣.ĻĕÿĹã.✿
تلفن همراه پیرمردی که توی اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد. به زحمت، تلفن را با دستهای لرزان از جیبش در آورد. هرچه تلفن را در مقابل صورتش، عقب و جلو برد، نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند. رو به من کرد و گفت: ببخشید خانم، چی نوشته؟ گفتم: همه چیزم. پیرمرد: الو سلام عزیزم ... دستش را جلوی تلفن گرفت و با صدای آرام و لبخند به من گفت: همسرم است.
میترا
گفتند:چله نشینی کن.چهل شب خودت باش و خدا و خلوت.شب چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت.و من چهل سال از چله ی بزرگ زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم،اما هرگز بلندی را بوی نبردم.زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کردم.
./ DoostDar ./
خـــدا را چه دیـــده ای! ... شاید فردا به هیئــــت پیرمـــردی برخواستــــم! .... تو هم از فــــردا، دست ِ تمام پیرمــــردان ِ وامانده در کنار ِ خیابان را بگـــــیر! ... دلواپــــس نباش! آشنایـــی نخواهــــم داد! .... قول می دهـــم آنقـــدر پیر شده باشـــــــــم، که از نگاه کـــردن به چشمهایــــم نیز، مرا نشناســــی!
./ DoostDar ./
صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر .. ولي از اين دو دردناک تر اين است که نداني بايد صبر کني يا فراموش...
میترا
آخه این چه دنیاییه؟؟؟ فدراسیون فوتبال فقط تو ۶ ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!
میترا
امروز حتی از این درخت ِ تن پرور ِ حیاطمان هم دلم گرفت !! سرش را روی شانه ی دیوار گذاشته ... یادم می آورد شانه هایی را که دیگر در کنارم نیستند ...