دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فقط همین ..
فعلا همینم .. ..

اینجا منم که بیداد میکنم .. با دل تنگم

جزئیات گروه

شناسه 429
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 2896 پست
عضو 319 کاربر
طرفدار 9 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 90
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 339
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 36

کاربران گروه

(315 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اینجا منم که بیداد میکنم
شناسه‌: 429 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
./  DoostDar  ./
525_08.jpg ./ DoostDar ./

هیس ... حَرف نزن . صدایِ نفسهایَت را بیشتَر از دروغ هایَت دوست دارم..

./  DoostDar  ./
love-is-to-think1.jpg ./ DoostDar ./

می شناسمت که دلتنگت می شوم و...نمی شناسی ام که فکر میکنی دلتنگی ام دروغ است!

./  DoostDar  ./
resized-am162581.jpg ./ DoostDar ./

من به تو نگاه کردم... تو به ساعت... تو قرار داشتی... من بی قراری...

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

سال ؛ نه ! ماه هم ، و نه حتی روز ... من به یک خیابان ، چند قدم ، چند لحظه ، کنار " تو " می اندیشم!

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

اشکهایم طعم خاک گرفته اند باز در دلم چیزی را دفن میکنند!!!

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

گـاهــی فـقــط بـایــد لـبـخـنــد بـزنــی و رد بشــی بذار فـکــر کـنــن نفهمیدی ...

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

از عبور مکرر آب ِرود صیقلی تر میشود سنگ میان آن پس از عبور تو زیباتر خواهم شد از رنج رفتنت، بی گمان

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

طعنــه مــی زنند بر من شبهــای بــی کســـی ...

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

باران که می بارد چتر ها برای عابران قفس می سازند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♣.ĻĕÿĹã.✿
121.jpg ♣.ĻĕÿĹã.✿

رودخانه كه خشك شد ماهي ها آپارتمان نشين شدند!

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

قرار به رفتن بی بدرقه نبود

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

لای یک کاغذ تا خورده ی خیس... حرفهاییست....

♣.ĻĕÿĹã.✿
♣.ĻĕÿĹã.✿

پاییز غریب و بی رحم ، اون همه برگ مگه کم بود ؟ / گل من رو چرا چیدی ، گل من دنیای من بود

حسین
ktmzr1oi9phqqah4tz4l.jpg حسین

لطیف ی خنده داری نیست ، قصه ی من و نفس .... وقتی در میدان زندگی ، در نبرد با او من نه دوم ، بلکه آخر میشوم ... گاه این قصه به شوخی دردناکی می ماند ... آری یک جای کار می لنگد ... وقتی بجای اینکه او در خدمت من باشد، من برده و بنده اش گشته ام ... جای مالک و مملوک عوض شده ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

سـخت است میــدانـــی....؟ اینهمـــه دل در دنیـــا هست کــــه هیـچ کـــدام بـــرایم تنـــگ نمـی شــــود