...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
این تن پیر ... کنار گهواره ای به آواز... تکان می دهد خرده شکسته های... خاطرات دور را....
...غزلواره ...
برگ برگ تقویم دلم را... بر وسعت میز می چینم... هیاهوی با تو بودن را... می توان در برگ ها تماشا کرد... به برگی می رسم... ...نوشته شده... شروع تنهایی....!!!
سحـــر خاتـــون
تنها شدهام » جملهای کلیشهایست؛ اما باور کن ... تنها شدهام
سحـــر خاتـــون
آدم هایی که دیر می رنجند معنیش این نیست که نمی فهمند., آن قدر بزرگ هستند که به رو نمیارند., اما اگر برنجند معمولاً دیگر آخر خط است......
...غزلواره ...
روز های من بی تو روزه دار خواهند بود.... دست های من بی تو سخاوت را فراموش کرده اند ... باغ تنهایی ام گل های فریادش را فرو خورده ...دیروز آئینه را به شهادت گرفتم و چین های روز های دوریت را بر شمردم ...جام اشک هایم هم دیگر لبریز شده !؟ بیا نوش ، گوارای تو باد !
سحـــر خاتـــون
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن . از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشیهای من را تجربه کن سالهایی را بگذران که من گذراندم روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم ... بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی ...!!!
سحـــر خاتـــون
چه زود خسته میشود شهر وقتی زیرِ پاهام از نفس میاُفتد ... و من هنوز میروم
...غزلواره ...
موضوع انشاء: تابستان خود را چگونه گذرانده اید؟ به نام خدا ، بی او....
...غزلواره ...
من خسته نیستم ...دیریست خستگیام تعویض گشته است به درهمشکستگی... من خسته نیستم درهمشکستهام ...این خود امید بزرگی نیست؟
سحـــر خاتـــون
ای کاش زندگی انقدر کاش نداشت!!
سحـــر خاتـــون
زندگی با همه وسعت خویش محمل ساکت غم خوردن نیست .حاصلش تن به قضا دادن و پزمردن نیست. زندگی رفتن و راهی شدن است زندگی جنبش راهی شدن است. از سر آغاز وجود تا جایی که خدا می داند
...غزلواره ...
اندكـ ـي در اين خانـ ـه بمان من نيستم پس راحت باش ... از خودت پذيرايي كن با چند شعر و چند جمله ي قديمي ....ميزبان تو در اين خانه دلتنگي هاي من خواهند بود...
...غزلواره ...
قصه های دلتنگیم را مینوسم و لایک میزنند!!... دنیای غریبیست ....مردم دلتنگی دیگران را دوست دارند .......شاید .......