...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
matin
به ستاره ها نگاه کن،به چشمک زدنشون بخند اما دل نبند چون چشمکشون از روی عشق نیست از روی عادته . .
matin
خیلی دنبالم دویدی.. اما نمیرسیدی ..... تا سرعتمو کم کردم که به من برسی... هوا برت داشت!.......... فکر کردی میتونی به اونایی که تند تر از من هستن برسی!....... رد شدی و رفتی.........
matin
دوست همه باش و معشوق یکی مهرت را به همه هدیه کن و عشقت را به یکی .........
matin
انگشتت را هرجای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند ...تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت به عمق فاجعه پی نخواهند برد...........
matin
صرف فعل "دوست داشتن" بسیار سخت است: گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری ست آینده اش هم شرطی...
matin
من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم و تو... غرورت را بیشتر از من ...... حالا اما... بگذریم نه چیزی از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من....
...غزلواره ...
دو راه در جنگلی زرد... از هم جدا می شدند ...اماحیف كه نتوانستم از هردو بروم... فقط یك رهرو بودم.
...غزلواره ...
تو، ای زمان زبان نفهم... میترسانی و میرنجانی چرا؟... هستی همین که میگذری و همین زیباست همین.
...غزلواره ...
من رقم میزنم عمر یک لحظه را ...در ابدیتهایِ کوچکتری تقسیم میشود، لبریز از گلولههایِ بازِ ایستاده در پرواز...
matin
روزگاری تو را می جستم خود را می یافتم اکنون خود را می جویم وتورامی یابم الهی گهی به خود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گهی به تو نگرم وگویم از تو بزرگوارتر کیست.....
matin
افسانه ها می گویند : که خوشبخت ترین انسان زمین را می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت با چشمهایی بسته ! من تو را بر آن اسب دیده ام چشمهایت را باز کن تا باور کنی بهترینی ...
matin
حالا که مقابل تو ایستاده ام خوب مرا نگاه کن! پیش از آنکه برای عکسم به دنبال قاب بگردی خوب مرا نگاه کن ، پیش از آنکه دلت از همیشه ندیدنم ، تنگ شود!... حالا که مقابل تو ایستاده ام خوب مرا نگاه کن ، شاید فرصت ما کمتر از تردید تولد یک بوسه باشد!...
matin
دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان میکنند.دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود.
matin
جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد . . .