دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

مصطفی
مصطفی

یه وقتایی بود خودتو میزدی به کوچه علی چپ تنها بودی الان که میری میبینی همه اونجا جمعن در حدی که اصلا واسه تو جا نیست!

مصطفی
مصطفی

ﺑﻌﻀﻴﺎ مثل ﺁﺧﺮﺳﺲ ﺧﺮﺳﻲ ﻣﻬﺮﺍم هستن! ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ, ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ…

مصطفی
مصطفی

صدایت نمیکـــــنم که برگـــــردی باشم خودت . . .

مصطفی
مصطفی

حالا که رفته ای پرنده ای آمده است حوالی همين باغ روبرو هيچ نميخواهد فقط ميگويد: کــــــو ؟ کـــــــو ؟

مصطفی
index.jpg مصطفی

یعنی این حواشی بازی ملوان و گهر زاگرس رو که تو نود دیدم، خیالم از حمله‌ی آمریکا و اسرائیل راحت شد!!! مطمئن شدم هیچ غلطی نمی‌تونن بکنن!!! یارو آجر پرت می‌کرد 600000000 کیلومتر!!! یعنی گور بابای سپر موشکی!!!

مصطفی
مصطفی

بچه که بودم از خواب بیدار میشدم مامانم میگفت زود باش برو دست و صورتت رو بشور .شیطون گوشه چشمات جیش کرده. چقدر ناراحت میشدم..فکر می کردم مگه من دستشوییشم. چقدر بی خوابیها کشیدم شبها تا ببینم کی میاد گوشه چشمم جیش میکنه که بزنم داغونش کنم!

مصطفی
index.jpg مصطفی

گنجشک میخندید به اینکه چرا هرروز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم... من` میگریستم` به` اینکه` حتی` اوهم` محبت` مرا` از`سادگی ام` میپندارد`

مصطفی
مصطفی

طعم یـــــــــــخ در بـــــهشـــــــــــت را می دهی در این گرمـــــــــــای واژه ها !!!

مصطفی
مصطفی

نکند صبر یک فریب بزرگ باشد! سالهاست با غوره ها کلنجار میروم . . . حلوا نمیشوند . . . !!

مصطفی
index1.jpg مصطفی

هنگــامــي کــه مُــردم، تکــه يخــي بــر روي خــاکــم بگــذاريــد، هــر روزه بعــد از طلــوع آفتــاب! تــا بــا آب شــدنــش روي خــاکــم، گمــان کنــم کــه کســي کــه مــن بــه يــادش بــودم بــه يــادم گــريــه مــي کنــد . . .

مصطفی
index.jpg مصطفی

باز هم فردا می آید.... و من به یاد میاورم دیروز را و هر روز را... گل ها را رج میزنم تو می آیی!! تو نمی آیی!!! تو می آیی!! تو نمی آیی!! تو...

مصطفی
مصطفی

مضایقه کرد و من برای یک نگاه چشم هایم را رها کردم در بی انتها

مصطفی
مصطفی

“با اجازه محیط زیست ” “دریا، دریا دکل می‌کاریم ” “ماهی‌ها به جهنم! ” “کندوها پر از قیر شده‌اند ” “زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند ” “تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند ” “چه سعادتی! ” “داریوش به پارس می‌نازید ” “ما به پارس جنوبی! ”

Mohammad
Mohammad

روزگـار لَعنتــی ... هـــَـــــــــر سـازی کِـه زدی رَقصیـدمـ. بـی اِنصـاف یکبــار هَـم تـو بِـه سـاز مَـن بـِــرقــص ؛ ببیــــــــن ... دِلــمـ چـِـه " شـــــــــــوری " میـزَنـد ...؟!

S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲̲D̲̲
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...

پرسیدی : چقدر ساکتی؟ اما من پر از حرف بودم . . . خوب من ، کاش به جای نگاه به لبهایم , به چشمهایم نگاه می کردی !!!