دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

برای تا ابد ماندن باید رفت … گاهی به قلب کسی … گاهی از قلب کسی

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

دستم را بر روی قلبم گذاشتم و گرمای دستانت را احساس کردم

...غزلواره ...
...غزلواره ...

ساقی بده پیمانه ای ... زان می که بی خویشم کند ... وز لطف شورانگیز او ... عاشقتر از پیشم کند ...............

...غزلواره ...
...غزلواره ...

چون زلف توام جانا ... در عین پریشانی ................

₪ Ar̵̨̄Ʒζou ₪
₪ Ar̵̨̄Ʒζou ₪

دهانم پــُر از حرف است . . . اما با دهان پــُر که نمی شود حرف زد !

این ارسال را بازنشر کرده است.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: پدر انگشتانم کی رشد می کند؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی کودک خورد که نوشته بود دوستت دارم پ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر 8 ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: پدر انگشتانم کی رشد می کند؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی کودک خورد که نوشته بود دوستت دارم پ

...غزلواره ...
...غزلواره ...

تا عهد تو در بستم، عهد همه بشكستم ... بعد از تو روا باشد ... نقض همه پیمان‏ها .......

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

پرواز كه مي كني . جايي ميروي كه دلت مي خواهد. اما پرتاب كه ميشوي جايي ميروي كه دلشان مي خواهد...! 1پس پيش از پرتاب شدن پروازكن !!

...غزلواره ...
...غزلواره ...

پیش تو سرو قامتم خم شد و گرنه ... سیب ِ دلم آنقدر ها در دسترس نیست .........

...غزلواره ...
...غزلواره ...

پیمانه ندیده را چه از خم گفتن؟ ...از مستی و شوق و از تلاطم گفتن؟ ...آنجا که جمال تو فروزان گردد ...از عشق دو آیه ای به مردم گفتن ...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

مهربانی سنگینی داری ...گاه بزرگ مینمایی گاه بزرگ تر... و من هر روز می ترسم عادت دیرینه ای شود ...دیدنت ...خواندنت ..یافتنت... چه مهربانی سنگینی...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ... چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم .....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

.هر وقت ناراحت میشی همون موقع بگو ..هیچ وقت اجازه نده رنجشت طولانی بشه و رو هم انبار.. چون همین یواش یواش باعث تنفر میشه و عشقت رو از بین میبره... از ما گفتن بود.....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

آدم ها هـرگـز کسانی را کــــه دوسـت دارنــد فـراموش نمی کُنـــــــند فقـــط عـــادت می کُـــــنــند کـــــــــه دیـــــگــر کِــــــنارشــان نــــباشـــند !