...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
پیراهنت را رو به باد بگذار، این چشمها آفتاب ِ نگاهت را کم دارد...
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
ای فیض لبت چون می صد سالۀ سرخ در عشق تو از چشم روان ژالۀ سرخ بس ابر غمت به خاک دل خون بارید روییده به دشت سینه ام لالۀ سرخ
سحـــر خاتـــون
اوج يک داستان عاشقانه جاييست که براي اولين بار دستش را در دست ميگيري...
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
انقدر گوش ميدهم كه گوشهايم كر شوند اري من يك پلنگ زخميم كه از نگاهت ميترسم اري مرا قطعه قطعه كن تا ديگر خسته ات نكنم ديگر من بروي لبانم كلمه ي دوستت دارم نيايد
...غزلواره ...
تصویرت را قاب می کنم ... تا میان چهار چوب بمانی ... تــــا همیشه ... و بیاموزی که مرز برای گذر نیست ... برای نرفتن است ...........
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
چه نامردانه است انسانی را دنبال خود کشیدن ، عاشق کردنش و در اوج تنهاییش رها کردنش و گفتن اینکه دیگر تو را نمیخواهم !!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
دوست داشتن تصاحب نیست ، توافقه . . . هنر اینه که پرنده جَلدت بشه ، نه اینکه پرهاشو قیچی کنی
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
این روزها همه به من دلـتــنــگــی هدیه می دهند لطفا آتش بس اعلام کنید! به خدا تمام شد دلـــــــــم...!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
تو چه می دانستی که در این گوشه ی دلگیر و پر از رنج و عذاب، یک نفر چندیست چشمش به در است و نه . . . هرگز تو ندانستی، من، بی تو چندیست زمان در نظرم بی معناست....
...غزلواره ...
رابطه ها زمانی زیبا می شوند ...که برای یاد کردن هیچ دلیلی جز دلـــــــــــــــــــــــــــــــتنگی ...نباشد ...........
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
آنها که اسیر عشق دلدارانند از دست فلک همیشه خون بارانند هرگز نشود بخت بد از عشق جدا بدبختی و عاشقی مگر یارانند
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
مشكلات... چون قند... در تلخ ترین چای زمین... حل می شود.... اگر تو صبح ام باشی......!
...غزلواره ...
دوست ندارم این دنیای مجازی رو ... که آدما رو با یه سوءتفاهم به جون ِ هم میندازه و محبتها رو کم رنگ میکنه ..............
...غزلواره ...
گر بدانم نیستی ... غمی نیست زتنهایی... از اینکه هستی ... و تنهایم ... غم دارم........
...غزلواره ...
تو از فلسفه عشق حرف میزنی می گویم تــــــــو را ... می گویی : عشق عرفان است...عشــــــــق ... باز می گویم تــــــورا... می گویی گوش بده عشـــــــق... خاموش می شوم! فقط در دلم می گویم: تــــــورا دوست می دارم! و تو هنوز غرق صحبتی! می گویی :ببین...عشـــــق....