دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

تمام سیگارهای دنیا رو...!!! هم دود کنی ...!!! تنهائیت ...!!! توجه هیچ کس رو...!!! جلب نخواهد کرد...!!! جز...!! پیرمرد سیگار فروش

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

زندگی شراب تلخیست که همه ما مجبور به نوشیدن آنیم *** پس بیاد خوبان که اسیر خاکند***

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند اما هیچکس فکر نکرد شاید من شاخه گلی کاشته باشم

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خواستم بگویم از روزهای بی تو بودن ..... هیچ ...... روزهای بی تو بودن ، همیشه شب ست! ............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

می دانستم از روز نخست ....... دستانت طعم ماندن نمی دهد ........

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

خواهم که شبی با تو هم آغوش شوم از ساغر لبهای تو مدهوش شوم خواهم که دلت خالی از این لطف نماند امشب که در اغوش توام صبح نگردد امشب

♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در عاشقانه زیستن

به یادم باش که در یادم بمانی که ما با هم رفیق بودیم زمانی گذشته ها اگر رفت و گذشتند ولی در قلب من باز هم همانی

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بیدار و بی قرار به پایت نشسته ام .........جز روی چشم های تو در وا نمی کنم . . .

...غزلواره ...
...غزلواره ...

تا با غم ِ عشق ِ تو مرا کار افتاد ... بیچاره دلم ، در غم ِ بسیار افتاد .......

...غزلواره ...
...غزلواره ...

چو دل شد خانه غم های بسیار ... فراوان هم به دستم جام بسپار ..........

...غزلواره ...
...غزلواره ...

قدح پر کن مرا ای ساقی مست ... که عشق آسان ز دنیا رخت بربست .......

...غزلواره ...
...غزلواره ...

شده حتی بارها خواسته ام نبینمت ... اما ... همینکه چشمانم را می بندم ... از گونه هام سرازیر می شوی.......

alla
alla

دو ضلعِ یک زاویه ایم انگار، هرچه پیش می رویم دورتر می شویم. بیا به ابتدایِ عاشقی برگردیم!

alla
alla

در دلش غوغا بود، چه کسی می‌دانست؟ و قلم، تاب نیاورد و شکست. و همه راز دل عاشق بی‌حاصل را، ناگه از لوح ربود... راز عشق آنچه ندارد شرح است.............

alla
alla

مدتهاست...بهار آمده... اما من هنوز دلم بهار می‌خواهد. بیا بانو! ...