...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
خدایا خسته ام ... بغلم کن .........
...غزلواره ...
ای غصه مرا دار زدی ........خسته نباشی ........................................................
alla
می دونم که با تو بودن.. یه هوای دیگه داره ...این دل عاشق و تنها، طاقت دوری نداره *** همه ی شعرامو خوندم که تو برگردی دوباره ...آخه این دلم به جز تو ،هیچ کسی رو دوست نداره...............
alla
اینقدر می روم تا تو دلتنگ من شوی ...!!!... خبری از دلتنگی تو نمی شود ...!!!... برمی گردم چون ... دلتنگت می شوم ....!!!!....
alla
اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت سادست ...نه اینکه میشه باور کرد ،دوباره آخر جادست ...خداحافظ ،واسه اینکه نبندی دل به رویاها ...بدونی خیلی تنهام ،و همینه رسم این دنیا..........
alla
بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام... بی انصاف چانه نزن...! حسرتهایم به قیمت عمرم تمام شده...!!!
alla
بــه بــاران دل نبند ! کــه هر چهار فصل ، دیوانه ات خواهد کرد !! اگــر ببارد ، از شوق اگــر نبارد ، از دلتنگی ...!
...غزلواره ...
چه غم دارد ز خاموشی درون شعله پروردم ...که صد خورشید آتش برده از خکستر سردم ...به بادم دادی و شادی ، بیا ای شب تماشا کن ...که دشت آسمان دریای آتش گشته از گردم ...شرار انگیز و توفانی ، هوایی در من افتاده ست ...که همچون حلقه ی آتش درین گرداب می گردم ...به شوق لعل جان بخشی که درمان جهان با اوست ...چه توفان می کند این موج خون در جان پر دردم ....
alla
گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود ..تا به خود باز آمدم او رفته بود ،،دل ز دستش روی خاک افتاده بود،، جای بایش روی دل جا مانده بود ......
...غزلواره ...
اندوه تازه ای نیست دلتنگی من و ... بی تفاوتی او............
alla
به برگ گل نوشتم من ،که او را دوست می دارم ...ولی افسوس ،که او گل را به زلف کودکی اویخت، تا او را بخنداند..................
alla
گفتم اينجا روزني از عشق نيست ... پيكرش از حرف من لرزيد و رفت ... گفتم از چشمت بيفشان قطره اي .. ناگهان چون چشمه اي جوشيد و رفت... گفتمش من را مبر از خاطرت ... خاطراتش را به من بخشيد و رفت....................
alla
انديشه به تو ، به رفتنت .... به شكست قلبم ، به عمق زخم دلم .... زخمي كه تا عمر دارم دردش را تحمل مي كنم .... و آرزويي هزار باره ، كه اي كاش هيچ گاه تو را نمي ديدم ....