...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
...غزلواره ...
از همین میترسیدم خط میان من و تو شکل مثلث رو گرفت ...چیست آن نقطه ی نا معلوم ؟ کیست این غم زده ! این تصویر چه آشناست... تو را خوب میشناسم دستی که در دستان توست... شبیه دست من نیست... این شکل من و توست تقصیر قلم نیست ........
...غزلواره ...
مثل اتاق زیر شیروانی... پر از خاطره ی بارانم ، کدام واژه می فهمد برایت چقدر دلتنگم ؟
...غزلواره ...
غرورم حتی تو را طور دیگری دوست دارد ...به تو كه میرسد بیصدا می شكند..............
سحـــر خاتـــون
یادش بخیر قدیما... اون وقتا "سحرم" بودم و الان شدم "سحر"... اون وقتا یه "عزیزم" ادامه اسمم میومد...الان نه...اون قدیما وقتی میگفتم دوستت دارم بعدش حداقل یه "منم همینطور" میشنیدم...ولی الان...............یعنی بازم باید سکوت کنم؟؟؟؟
sima
به زندگیم پوز خند نزنید .... این بنده حقیر روزی کسی را داشتم که با تمام وجود صدایم میکرد "عشق "
sima
خواستـــم گلــه کنــم ، از نـا مهربانــی هایــت! امــا ... خـوب کــه فکــر میکنــم مـــن بی مقدمــه عاشــق تـــو شــدم! تقصیــر تــو نــیست .
sima
گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد تا بروند و سهم دیگران شوند..
sima
تورا درمیان واژه ها گم کرده ام ... ای کاش کمتر میگفتم دوستت دارم...
sima
ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 2-3ماه بيشتر زنده نيست .... ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به يكديگر نميرسند ! ياد گرفتم كه در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست .... و ياد گرفتم هرچه عاشق تر باشي ؛ تنهاتري ... !!!
sima
حادثه ؛ آغوش توست كه وقتي ندارمَش خبر نكرده ، جان ميگيرد ، دلتنگياَش ! ..... سپيده داودي
sima
به سلامتيِ سرنوشت! که نميشه اونو از "سر" نوشت.
sima
تلخ میگذرد این روزها را میگویم که قرار است از - تو -که آرام ِ جان ِ لحظه هایم بوده ای برای دلم یک انسان معمولی بسازم ...
sima
همانگونه که آمدم از خیالت پاک میشوم.. آرام بی صدا بی چراغ قول میدهم ذره ای صدای رفتنم آرامش سکوتت را بر هم نزند...