...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
Heartbroken
بی هيج اجباری می ماند خاطره ای از تو در يادم بی آنكه بدانم دلتنگت ميشوم بی آنكه بخواهم بغضم برای توست و تو بی آنكه بدانی فراموشم ميكنی
Heartbroken
باز امروز دلم ساز غمگين ميزند *در درون ميجوشد و تار جدايى ميزند* لحظه ها در گذرند زندگي هم غمنامه خود ميزند
Heartbroken
همیشه اقرار می کرد که دوستم دارد اما غافل بودم ازاینکه می گویداغراق می کنم که دوستت دارم......
Heartbroken
چون خیالت همه شب مونس من است شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی!!!!!
Heartbroken
زمینم ، خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است... و دیدم عشق را در بسته های زرد و کوچک هدیه می دادند . در اینجا قدر نشناسند مردم ، شعر حافظ را به فال کولیان اندازه می گیرند. نیا باران زمین جای قشنگی نیست!!!
Heartbroken
چقدر سخته بعداز اینکه عشقت قلبتو پس داد،اونو به بهترین رفیقت بدی و اونم دو دستی پرتش کنه توی صورتت... انگارهیشکی توی دنیا ما رو دوست نداره.تازه میفهمم چرا إنقدر آدما بی رحم شدن،وقتی قلبت برای خودت موند،تو هم قلب هیشکی رو قبول نمیکنی...
Heartbroken
ز مرگم هیچ نمیترسم اگر دنیا سرم ریزد / از این ترسم که بعد از مرگ گلم را دیگری بیند.
Heartbroken
گاهى نميدانم چه پیامى را بهانه کنم تا از حال انکه دلم با اوست آگاه شوم این بار که دلتنگى را بهانه کردم، فردا را چه کنم!!!
Heartbroken
به ساحل نگاه تو شکسته قايق دلم ، چقدر منتظر شدم به ديدنم نيامدى ، به آرزوى ديدنت گل شقايقى شدم ، چقدر منتظر شدم به چيدنم نيامدى
Heartbroken
پر میزند از کوچه خیالم باتو با جان و دل عاشقت شدم . اما تو ؟؟؟؟ یک روز در این کوچه تو را میشکنند امروز من آواره شدم... فردا تو
...غزلواره ...
چشمانت را ورق بزن ... می خواهم نگاهت را از نو بنویسم ..... می خواهم بسرایم آن آبی زلال را....چشمانت را ورق بزن .......
...غزلواره ...
هیچ کس پیدا نیست هوای عاطفه می بارد ...جان پناهی نیست تو سردت می شود ...در آغوش می گیرمت... و تا بند آمدن باران همان جا می مانم ...و تو یادت نیست که باران بود و تن پوش دلم تنهائی........
...غزلواره ...
خداوندا ! تو را سپاس که در این روزها تنِ درختان را پر از شکوفه هایِ زرد و سفیدو قرمز می کنی... خداوندا ! در این روزهایِ بهاری روحِ ما را نیز شکوفه باران کن.....
...غزلواره ...
مــرا ببــخـش ! اگــر گــاهــی طــاقتـــم تمــام میشــود و بـــا دهــانـی با طعم بــسـتــه , و چشمانی پرباراز اشـکـ صـــدایــت میکـــنـم!!!
...غزلواره ...
من تمـــــام شــــــــعرهایم را در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام ! و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی دســـــــــت خالی ,حیرت زده ...از شاعر بودن استعفا خواهم داد! نقــــــاش میشوم تا ابدیت نقش پرواز را بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا خواهـــــــم کشید .....