دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

@✔کتــ☾ــے ... من پرنده ای را می شناسم که در تمام طول زندگیش یک رسالت دارد!!!! بوته خاری بیابد... بزرگترین خار را انتخاب کند... تنش را به آن خار فشار دهد... و شروع به آواز خواندن کند... آوازی سوزناک و دلنشین آنقدر زیبا که حتی خداوند نیز در ملکوت آسمانها راضی شود آنقدر می خواند تا جان دهد... آوازی زیبا که به قیمت جانش تمام می شود... پرنده با خاری در سینه از قانون تغییر نا پذیری پیروی می کند نمیداند چه چیز وادارش ساخته اما در حال آواز خواندن جان می سپارد حتی در لحظه ای هم که خار در قلبش فرو می رود در نمی یابد که وقت مردن است فقط می خواند و می خواند و... تا آنکه دیگر جانی برایش باقی نماند .... ما هم وقتی خاری به قلبمان فرو می رود می دانیم می فهمیم اما باز هم به خواندن ادامه می دهیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

نوشته ها ، زمانی تلخ می شوند که ، مخاطب خاص پیدا کنند ...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

از این به بعد ، مراقب بوسه هایت باش گلم... مراقب نوازش هایی که می شوی باش گلم... مراقب باش گلم ، مراقب دلت ، زود ترک بر میدارد... من مردمان این شهر را می شناسم ، با دل نازک مدارا نمی کنند گلم ... دل نداده ، تن می خواهند ازت ... گلم ، مبادا دل نداده تن بدهی ... گلم روزی از کوچه ی باغ قدیمی رد شدی ، یادی از من بکن ... گلم ، باغچه ی نو مبارک ... گلم ، مراقب خودت باش ... من مراقب خاطراتمان هستم ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

حالا یعنی نمیشه اینقدر بی معرفت نباشی؟؟؟؟ یعنی راه نداره یه حالی از ما بپرسی؟؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

آخ که تو اقیانوس شب ... سوختنمو کسی ندید ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

عشق را تن پوش جانم میکنی ، چتری از گل سایبانم میکنی ، ای صدای عشق در جان و تنم ، آن سکوت ساده و تنها منم ، من پر از اندوه چشمان تو ام ، آشنای دل پریشان تو ام ، آتش عشق تو در جان منست ، عاشقی معنای ایمان منست ، کی به آرامی صدایم می کنی ، از غم دوری رهایم میکنی ، ای که در عشق و صداقت نوبری ، کی مرا با خود از اینجا میبری .

...غزلواره ...
...غزلواره ...

ساده لباس بپوش! ساده راه برو! اما در برخورد با دیگران ساده نباش!! زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند! برای درهم شکستن غرورت!!! ...حسین پناهی ...

...غزلواره ...
...غزلواره ...

نه" بیخیال"ِ تو می توان بود نه" بی خیالت" !می شود یک نفس زیست ... گیر کرده ام میان دو شعر که نه می میرند نه چشم باز می کنند ...

سحـــر خاتـــون
10016535.jpg سحـــر خاتـــون

دوست خوبم!تبسم تو تجسم تمام خوبيهاست!به تبسمت سوگند شاد بودنت آرزوي من است پس همیشه بخند (خطاب نمیدم چون حضور ذهن ندارم.همتونو عشقه )

مصطفی
مصطفی

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست .

مصطفی
مصطفی

وقتی هستی همه ‌ی هستی ‌ام را با لبم می‌ گذارم روی شانه ‌ات . . .

مصطفی
مصطفی

گرچه جدا از تو ولی ، همیشه با تو زیستم من و تویی نکن که من ، کسی به جز تو نیستم . . .

آیینه ی خیال
1317023656669489_large.gif آیینه ی خیال

@...غزلواره ... خورشید را ببینی قد می کشی ..... تنها به روشناییش ، ایمان بیاوری کا[!]ت ..... دیدگانت ، اگر تنها همین الان را ببینند ، بالا می روی ..... همین لحظه اگر زیستی زنده بوده ای ..... نه قبلی می بینی و نه بعدی ...... همینجا بایست ، به خودت بنگر و تولدت را جشن بگیر ..... در لحظه متولد می شوی نه در سال .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
مصطفی
مصطفی

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست/ بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست/ گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن/ گفتی باید بروم حوصله ای نیست/ پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف/ رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست/ گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست/ رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.

مصطفی
مصطفی

حکایت جالبیست !! فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند .