...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آرزو
آدمی : اگر بسیار كار كند، میگویند احمق است ! اگر كم كار كند، میگویند تنبل است! اگر بخشش كند، میگویند افراط میكند! اگر جمعگرا باشد، میگویند بخیل است! اگر ساكت و خاموش باشد میگویند لال است!!! اگر زبانآوری كند، میگویند ورّاج و پرگوست ..! اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند میگویند ریاكاراست!!! و اگر نكند میگویند كافراست و بیدین …..!!! لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود
آرزو
دور از نفس هایت .. دق میکنم !.. برایم بادکنکی باد کن ..
سحـــر خاتـــون
هرگز شادي آدم ها را از ميزان خنده هاي شان نسنجيد هرگز تنهايي آدم ها را از تعداد دوستانشان قضاوت نكنيد هرگز تحمل آدم ها را از ميزان ايستادگي شان تخمين نزنيد هرگز... بهترین روزهایت را به کسانی هدیه کن که بدترین روزها در کنارت بودند
سحـــر خاتـــون
دلم آغوش بي دغدغه ميخواهد....
سحـــر خاتـــون
یادش بخیر...قدیما دروغـــگـــو دشمن خدا بود...!!
matin
هزاران هزار شادی نمیتوانند .....دردی که در قلب است را با خود ببرند ......اما یک درد میتواند...... هزار شادی را از قلب پاک کند.......
alla
تصمیم گرفته ام .... هر شب نبودنت را بر روی چوب خط زندگی ام حک کنم . شايد چوب خط بي تو بودن پر شود و بيايي..................
...غزلواره ...
پرواز در هوای خیالت ... چه دیدنی ست .........
alla
با خاطراتت بر دیوارهای این قفس در می کشم... . تا رویای پرواز را فراموش نکنم. می دانم که بالهایم برای پریدن بریده است ........
matin
چرا تو جلوه ساز این ........ بهار من نمی شوی ....چه بوده آن گناه من ..........که یار من نمی شوی..... بهار من گذشته شاید.......
alla
تلخی این روزهای هجران و تنهایی هیچوقت از یادم نخواهد رفت.... به من بگو با جای خالییت چه کنم؟؟؟؟ دلم برات خیلی تنگ شده بانو..
alla
بانو...........سردی نبودنت به خیالم هجوم می آورد... بغضی نفس گیر راه گلویم را می گیرد، از آسمان ابي چشمانم باران اشکی فرو می ریزد.. بی آنکه رنگین کمانی به دنبالش باشد، باز هم چشمان بارانی ام را می بندم..................
alla
بانو..........می دانم که هیچ وقت تورا نمی بینم.... و فقط باید با خیالت بسازم... سرم را روی شانه ی خیالت می گذارم .. نفسهای عطرآگینت در صحن خیالم می پیچد...............
...غزلواره ...
هر که را از دور می بینم ...گلویم خشک می شود ...می ترسم نکند این بار اشتباه نگرفته باشم ...