...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
آیینه ی خیال
ای همه بودنم ازتو ...همه ی گفتنم از تو .....وقتی حرف میزنم از تو ......جون میگیره تنم از تو ..........
آیینه ی خیال
از تو که حرف میزنم به یاد تو هرچی میگم ترانه میشه ...... باغ بی برگی ما گل میکنه دریایی از جوانه میشه ........
آیینه ی خیال
باران تویی هر قطره آوازت خوش است ...... جانم بده دنیای ما عاشق کش است ......
آیینه ی خیال
نقش تورا .....در شیشه ها ..... نقاش باران می کشد ....
آیینه ی خیال
ما صدای سبز عشقیم قامت بلند آواز ..... عاشقانه های دلباز ..... از دل ما شده آغاز........
...غزلواره ...
ومن ... زیباتر از همیشه ... ترانه های عاشقی را .... برای دلتنگیهایت ... خواهم سرود ........
alla
ومن دلتنگ تر از هميشه.........................................
...غزلواره ...
به همه خواهم گفت... به نسیمی که گذر خواهد کرد ...به پرستو که همی ترک کند خانه خویش... به شرابی که به پیمانه تو میرقصد و تو را مست کند... شب همه شب من به آن کوچه که تو میگذری ....کوچه هایی که پر از خاطره است ...به همه خواهم گفت: که تورا دارم دوست ...که تورا دارم دوست ...که تورا دارم دوست........
...غزلواره ...
خوبِ خوبِ نازنین من! نام تو مرا همیشه مست می کند، بهتر از شراب، بهتر از تمام شعرهای ناب! نام تو، اگر چه بهترین سرود زندگی است، من تو را، به خلوت خدایی خیال خود: (( بهترینِ بهترینِ من )) خطاب می کنم، بهترینِ بهترینِ من!....
alla
سه غم آمد به جانم ...هر سه يكبار...........غريبي و اسيري و... غم يار....................................غم يار..و غم يار.. و غم يار.
...غزلواره ...
بیا با هم هر روز عشق را زندگی کنیم ... یادمان نرود طعم نگاه های ترمان.... بیا هر روز که بیدار می شویم پنجره دل را بگشاییم فریاد بزنیم: ای عشق سلام!!!! روزت بخیر!!!! بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان جا خوش کند و بخندد همچنان به ما ...زندگی را تکرار نکنیم زندگی را زندگی کنیم بی بهانه!! ...هر صبح اغاز شویم ...دوباره عاشق شویم ...من عاشق تو باشم... تو عاشق من ...بیا آبروی عشق باشیم عزیز....!!
alla
ستاره شبانه ام ...به پشت درب باورت، مسافری نشسته است ...مسافری که از خودش، برای تو کشیده دست.. بدون آب پشت سر، به سوی قلبت آمده... مسافری که بغض او، غرور لحظه را شکست...
alla
من امشب در کنارت، حس و حال دیگری دارم... شبیه آنچه می روید، در انگشتان خواب تو ...بیا با من برقص و حال و روزم را تو بهتر کن... هوای دیگری دارم ،در عشق بی حساب تو....
alla
چه با من می کند این جرعه ی تلخ شراب تو... که حیران می شوم هر لحظه در احساس ناب تو ...کویر تشنه ای در برکه ی چشمت پریشانم.. دلی جا مانده از من در نگاه ماهتاب تو ....
...غزلواره ...
امشب دلم می خواهد تا خدا نقطه چین بگذارم... انتهای خطم خدا باشد و کسی نگوید نقطه سر خط....