دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مجیــد
مجیــد

گاهی سکوت همان دروغ است ...کمی شیک تر ، روشنفکرانه تر و با مسئولیت کمتر...

مجیــد
مجیــد

نمى دانم کجاست و چگونه مى گذرد... چند وقتیست از “حالم” بى خبرم...

مجیــد
مجیــد

کاش پرده می دانست ، تا زمانی که پنجره باز است مهلت رقصیدن دارد...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

گاهی باید با تمام وجودت سکوت کنی تا حرمت ها حرفی برای گفتن داشته باشند

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

شاید دیگران خوبی های تورا فراموش کنن ، اما تو خوب بودن رو فراموش نکن

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

اگر بتوانی پلی بین پیوند خود و مادرت بنا نهی بناگاه احساس خواهی کرد که بین خود و تمام زمین پل زده ای تو بیشتر در زمین ریشه داری اگر بتوانی پلی بین پیوند خود و پدرت بنا نهی آسمان را در خانه خواهی داشت مادر و پدر نمادند ، نمایندگان زمین و آسمان و انسان چون درختی است که به زمین و آسمان هر دو نیازمند است.

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

حالی كه پریشان است احتیاج به آرامش دارد نه سرزنش كاش می فهمیدند !!!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

در شب کوچک من , افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

اگر نمی توانیم خرگوش باشیم پس لاکپشت باشیم این بهتر از این است که سنگ باشیم . لاکپشت دیر یا زود به مقصد می رسد اما سنگ هرگز

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

" در فلق بود كه پرسید سوار" آسمان مكثی كرد رهگذر شاخه نوری كه به لب داشت به تاریكی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت "" نرسیده به درخت كوچه باغی است كه از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می روی تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ ، سر بدر می آرد، پس به سمت گل تنهایی می پیچی ، دو قدم مانده به گل ، پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد در صمیمیت سیال فضا ، خش خشی می شنوی كودكی میبینی ...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت وقتی به ایستگاه رسیدند، پیرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت می دانم از این گل ها خوشت آمده است. به زنم می گویم كه دادم شان به تو گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذیرفت و پیرمرد را نگاه كرد كه از پله‏ های اتوبوس پایین می رفت و وارد قبرستان كوچك شهر می شد

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

بعضی آدمها را باید چندین بار خواند ، تا معنی شان را فهمید ...

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی ، که محکم باشی پای هر خداحافظی ، یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی ..

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل

کم کم یاد میگیری ؛ که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری ، باید باغِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه ؛ منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.