دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
علیرضا
علیرضا

من به تو...تو به دیگری ....و دیگری به من.....دل بست....و این کشاند سرنوشتم را به بن بست...

علیرضا
علیرضا

ناآرمی و گریه هایم همه رو کلافه کرده بود...مرا به ساحل دریا بردند گفتند نگاه به دریا سبب آرامش می شود...بی خود شده از خویش برگشتم...آنها نمی دانستند...نمی دانستند که مرا به سرچشمه خاطرات من و او فرستاده اند...و اینک خاطرات خوش گذشته تنها مصیبت تنهایی من شده...

علیرضا
علیرضا

hamishe dost dashtam khaneash ra bebinam...dar ra zado raft...nemidanstam chera...andaki bad zang zadam...sedaye khandeash miamad...khandeyii ke inak braye man zajr avar bod....

علیرضا
علیرضا

چه عجیب بود تقدیر من که در گرو تصمیم تو بنا شده بود...!!!

علیرضا
images.jpg علیرضا

او می خواست برود...جمعیتی نگران رفتنش......همه می پرسیدند کی می روی؟!...و ساده دل من بودم که خلاف اواز جمع می گفتم کی بر می گردی؟!....و اکنون پشیمانم از سادگی خود...!!! چرا که نپرسیدم به نزد که می روی؟!

علیرضا
علیرضا

به هر کوچه امیدی که وارد شدم به بن بست خوردم....تنها کوچه ای که در روزگار من بن بست نداشت...کوچه تنهایی من بود...!

علیرضا
علیرضا

هر چه گفتی اندر سکوت خویش خود را آرام کردم...بترس از آن زمان که سکوتم به حرف آید....!

علیرضا
علیرضا

من در اندیشه تنهایی خویشم و تو در اندیشه تنهایی خویش.....بیا تا با هم در اندیشه رهایی از تنهایی خویش باشیم...

علیرضا
علیرضا

در اندیشه این بودم که...: اگر می گویند در ماه رمضان،شیطان در غل و زنجیر است...پس چرا من هنوز خودمم...چرا رمضان و شعبانم فرقی نداره... و لیزارد می گوید:...شیطان را دگر چه کاریست با ما......ما اینقدر حرفه ای شدیم که شیطون ما رو بعنوان معلم خصوصی بچه هاش استخدام می کنه... 8->

نیما صابری
نیما صابری

@علیرضا: چرا اسم گروه رو بجای فینگلیش، فارسی نمی‌نویسی ولیرضا؟

علیرضا
gayeg.jpg علیرضا

سهراب! قایقت ساخته ام... قایق افتاد به آب...آب هم میل به رفتن دارد... لیک دیگر پشت دریا شهر نیست... هست اما شهر رؤیای تو نیست...! آدمان آن شهر دگر از فقدان عشق، میل به کشتن دارن... و مرا نیز دگر شوق آن رفتن نیست...!!!