دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mehran313
mehran313

گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند........ مانند مرغان قفس دلتنگ می‌خوانند

mehran313
mehran313

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت......... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

mehran313
mehran313

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی .........کو رازداری! کو پرطاقتی؟

˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙
uu.jpg ˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙

بَعضیــ چیزـها گـُفتَن نداره امـ ـآ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehran313
mehran313

تو دست‌كم كمی شبیه خود باش....... در این جهان كه هیچ‌كس خودش نیست

mehran313
mehran313

در این زمانه هیچ‌كس خودش نیست...... كسی برای یك نفس خودش نیست

˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙
ذ.jpg ˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙

اين لامَصَـب ، کـــه میــ گــویَـنـــْـــد ، اسـمَش احســاسـ اسْــتْ ... !

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
Www.Pix98.CoM_Love_003.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

باز دلتنگیها بی دعوت به سراغم آمدند...

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

ترسیدن از سوسک بهانه بود / دلــت بــغـــل میخواست

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

گاهی غصه رو نمیشه خورد / حتی نمیشه قورت داد / گیر میکنه تو گلو پایینم نمیره

هسツی
هسツی

از رفتنت دهان همه باز... انگار گفته بودند: ! !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
«shayan»
«shayan»

وقتی اولین احساس#مادرم به من"تهوع"بود.....................از دیگران چه توقعی دارم.........؟!!!

A.R.2
A.R.2

اولین روز بارانی را به خاطر داری!!غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود. و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم …فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو... دکتر علی شریعتی .

mehran313
pjg-0.jpg mehran313

دلم به اندازه ‌ی تمام سیب‌های كال چیده‌ ی باغ كودكیم گرفته است...