فردایی دیگر
امروز کلا دارم هزل میخونم توی شعراشون....و هجو....حس خاصی داره..خوش به حال شاعراشون ..حس خاصشونو خودشون ایجاد کردن..
فردایی دیگر
بدون شک این کارتون (اثر کینو از آرژانتین) یکی از بهترین کارتونهای دنیاست. در این اثر انتخاب دو کاراکتر پلیس و هنرمند برای تضارب اندیشه در موضوع عمیقی همچون آزادی انتخابی خردمندانه از طرف کارتونیست بوده است. پلیس برای ایجاد محدودیت ، مرزبندی و اعمال قانون تربیت شده در حالی که هنرمند در دنیایی متفاوت پرورش یافته و هر دو از جهان بینی کاملاْ متضادی برخوردارند. چهره پردازی دو کاراکتر (با گذاشتن عینک برای هنرمند و سبیل برای پلیس) به مطلق کردن شخصیت هر دو و هضم آسانتر اتفاق موجود کمک می کند!
فردایی دیگر
چهار سال پیش برای اولین بار اومد ایران,هیچ وقت ایرانو ندیده بود .... تو سفر اولش درست توی فرودگاه از یه دختر خانوم خوشش اومد فقط توی چند ماه اشنایی و نامزدی و عقد و ازدواجشون شد...بعدم هر دو برگشتن سوئد...یک سال بعدش یکی از زوجین عاشق تنهایی برگشت(از هم جدا شدن)....دیگه اردلان برنگشت تا چند روز پیش(خونه عمه اینا) وقتی توی نت باهاش صحبت میکردیم ..گفت میخوام یه سر بیام ایران ....هیچی نگفتیم فقط همدیگه رو نگاه کردیم....البته یه سریمونم خندیدن...
فردایی دیگر
چیزی عوض نمیشه با فکر نکردن به اون چیز....برعکس روبروش باید وایساد...امروز خیلی سعی کردم بهش فکر نکنم نشد.....شبتون خوب ..دلتون اروم...در پناه همون رفیق دل اروم کن...
فردایی دیگر
هوایی میشم ..همون روزا که میبینم هوامو داری
فردایی دیگر
انتخاب هر کسی انعکاس ماهیت درونیشه اینو داداش دیشب میگفتن..
فردایی دیگر
توي شيراز يه راننده تاكسي هست كه ماشينشم از اين بيكاناي قديميه ...تاكسي درب و داغوني هم داره..بعدها اتفاقي فهميدم سه تا از ويلاهاي ميلياردي شيراز كه يكيشونم توي معالي اباد بود براي ايشون بود..واقعا برام عجيب بود تو شرايط سختي كار ميكرد تو اون سن...نميدونم هنوزم هستش يا نه ..نديدمش بعدها..