Nima
ای شرح شفاعت تو مشهور سلام ... آمیزه ای از کرامت و نور سلام ... گویند زیارت تو حج فقراست ... بر گنبد و بارگاهت از دور، سلام
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
در آیه 89 سوره انعام میخوانیم: « آن ها (اعراب) کسانی بودند که ما به آن ها کتاب و فرمان و نبوت عطا کردیم. پس اگر آنان کافر شوند، ما قومی را که هرگز کافر نخواهند شد، بر آنان می گماریم === >> مفسّران بزرگی در تفاسیر خود نقل کردهاند که منظور از این جمعیت (نگهبان دین)، ایرانیان هستند.
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
در آیه 54 از سوره مائده آمده است: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر کس از شما از آیین خود بازگردد ( به خدا زیانی نمیرساند) خداوند، در آینده، جمعیتی را میآورد که (دارای این ویژگیها هستند): 1. خدا آن ها را دوست دارد؛ 2. و آن ها (نیز) خدا را دوست دارند؛ 3. در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، سخت و نیرومندند؛ 4. در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش ملامتگران، هراسی ندارند»
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
در آیه 38 از سوره محمّد(ص) میخوانیم: «ای مسلمانان! اگر به نعمت اسلام ارج ننهید و از آن رویگردان شوید، خداوند، این مأموریت (پاسداری از اسلام) را به گروهی دیگر میسپارد؛ آنان که همانند شما نخواهند بود» ... اکثر مفسّران شیعه و اهل سنّت، در ذیل این آیه نقل کردهاند که پس از نزول این آیه، جمعی از اصحاب از پیامبر(ص) پرسیدند: «این جمعیتی که خداوند در آیه به آن ها اشاره می کند، چه کسانی هستند؟». پیامبر(ص) به سلمان، که در نزدیکش بود، نگاه کرد و دست به زانو (یا شانه) او زد و فرمود: «منظور خداوند، این مرد و قوم اوست. سوگند به آن که جانم در اختیار اوست، اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد، گروهی از مردان فارس، آن را به چنگ می آورند»
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
در آیه ی سوم از سوره جمعه میخوانیم: « و نیز پیامبر را برانگیخت بر گروه دیگری از ایشان که هنوز به آن ها - اعراب - نپیوسته اند، و خداوند، توانا و آگاه است». در حدیثی آمده است که پیامبر(ص) این آیه را تلاوت کرد. حاضران پرسیدند: منظور از این «گروه دیگر» کیست؟ پیامبر(ص) در پاسخ آن ها، دست بر شانه ی «سلمان» گذاشت (و به نقلی دست بر سر سلمان گذاشت) و فرمود: « اگر ایمان در ستاره ثریا قرار گیرد، مردانی از این گروه (ایرانیان) به آن دست مییابند».
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
ایرانیان در قرآن : ا این که قرآن، بیشتر مباحث کلی را بیان میکند و کمتر به مسائل فرعی پرداخته، بسیار جالب است که در آیات متعددی (با توجه به شأن نزولها و روایات تفسیری موجود) و با تعبیرات گوناگون، درباره ارزش و شایستگی ایرانیان، سخن به میان آورده است که بیانگر توجه خاص قرآن، به اسلام ایرانیان است. روایات بسیاری از پیامبر اسلام(ص) نیز موجود است که مُهر تایید بر این گونه تفاسیر زده است و هر گونه شک و شبههای را نسبت به آن ها از بین برده است که در ادامه، به برخی از مهمترین آن ها اشاره میکنیم:
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
بي بي سي باز هم سوتي داد + عكس .... تریبون مستضعفین: «بیبیفارسی» این روزها با ذوق زدگی همراه با احتیاط اخبار ایران را پوشش میدهد. این سایت که در ظاهر خود را مطلع از اخبار سیاسی و یک مرکز ارائه تحلیل حرفهای معرفی میکند، گاه به گاه با گافهای خود دور بودن خویش از فضای سیاسی ایران را نشان میدهد. آخرین نمونه، مربوط به مطلبی است که در عنوان آن ادعا شده است «سید احمد خاتمی» عضو شورای نگهبان است!
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
وطن یعنی درختی ریشه در خاک اصیل و سالم و پر بهره و پاک وطن خاکی سراسر افتخار است که از جمشید و از کی یادگار است وطن یعنی سرود پاک بودن نگهبان تمام خاک بودن وطن یعنی نژاد آریایی نجابت ، مهرورزی ، باصفایی
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
شمع تابانم ولی در بزم کوران سوختم از من و از دیده ی گوهر نشان من مپرس ! لب فروبستم که دشمن مرده پندارد مرا زنده در گور سکوتم از زبان من مپرس ! من گلم اما گیاه هرزه میپندارد مرا در شبستانی که ما را شمع هستی روشن است گر زبان آتشین داری سزایت کشتن است / کردند خائنان جفا کیش بی فروغ آقایی زمانه همه بهره خود دروغ جهل و نفاق و بیخبری و دروغ انداخته به گردن ما حلقه ی چو یوغ گویند در اطاعت ما گاو و خر شوید! گر مستبد ز روی عدالت خطاب کرد یا بهر خویش جهانی خراب کرد ناچارش عقل آدم و عالم خطاب کرد تا کی به کشف حال چنین حال غم فزا آید به سر , ز جوش شود فرق من جدا دایم به آه و ناله و افغان کنم نگاه اندر هجوم اشک همی گویم این دعا کای ظالمان خاک به سر ! در به در شوید !
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
قطعه شعر كمانگير >> مريز آبروي سرازير ما را به ما بازده نان و انجير ما را خدايا اگر دستبند ت جمّل نمي بست دست كمانگير ما را كسي تا قيامت نمي كرد پيدا از آن گوشه كهكشان تير ما را ولي خسته بوديم و ياران همدل به ناني گرفتند شمشير ما را ولي خسته بوديم و مي برد توفان تمام شكوه اساطير ما را طلا را كه مس كرد، ديگر بدان چه خاصيتي بود اكسير ما را
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
هر زمان بیگانه ای آهنگ ایران کرده است روبه آنه عزم رزم مهد شیران کرده است خون ملت همچو اقیانوس سرتا سر نهنگ خصم را از هر کران آماج طوفان کرده است جهل با دانش، سفاهت با خرد ، خفاش و نور اهرمن پیکار با نیروی یزدان کرده است ای بسا سرها و سرور ها که افکنده به خاک چون به ایران آمده سرها به میدان کرده است پایداری و ثبات مردم این مرز و بوم تا که بوده عالمی را مات و حیران کرده است هر زمان بند اسارت ، رشته هر بیگانه خوی تار تن با تار خود سر در گریبان کرده است نیست بی موجب که هر دانا به هر بوم و دیار جلوه ی آزادگی مان زیب دیوان کرده است این سجایا در نهاد نسل ها و خون ماست آنچه کوروش با پریشان دل اسیران کرده است این روال جاودان ملت جاوید ماست با خلیفه آنچه بابک مرد مردان کرده است سال های سال گلگون پیرهن ، پرچم به دوش این مسلمان جنگ با هر نا مسلمان کرده است هر کجا افزون طلب قولی زده هل من مزید تا دهان بگشوده ملت کار سوهان کرده است این تجلی از فروغ مطلع انوار ماست طفل بلخی عالمی را پر نور عرفان کرده است صلح عالم گر شده امری محال و ممتنع شیخ سعدی هر دو را مقرون
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
با تو گویم میهنم این بار هم گل می کنم آسمـانت را پل پرواز سنبل می کنم در سرِ پیری جوان می گردمی همچـون بهـار کوچه بـاغت را پر از آواز بلبل می کنم جاودانـه میهنم این بار هم می سازمت چون درفـش کاویان هر جای می افرازمت همچو رستم می کنم دیو پلیدی را ز جای چون فریدون شوکت دیرینه می پردازمت با تو مام میهنم دیرینه پیمان می کنم گر که ایرانم نباشد، ترک این جان می کنم همچو آرش بر پر البرز جان بر کف به پای کوهساران را پر از آواز ایـران می کنم با تو گویم میهنم این بار هم گـل می کنم با تـو گویم میهنم این بار هم گـل می کنم
Rahmat Ashori | رحمت عاش...
اگر ايران به جز ويرانسرا نيست؛ من اين ويرانسرا را دوست دارم. اگر تاريخ ِ ما افسانه رنگ است؛ من اين افسانهها را دوست دارم. نواي ِ ناي ِ ما گر جانگداز است؛ من اين ناي و نوا را دوست دارم. اگر آب و هوايَش دلنشين نيست؛ من اين آب و هوا را دوست دارم. به شوق ِ خار ِ صحراهاي ِ خشکَش، من اين فرسودهپا را دوست دارم. من اين دلکش زمين را خواهم از جان من اين روشنسما را دوست دارم. اگر بر من ز ايراني رود زور، من اين زورآزما را دوست دارم. اگر آلوده دامانيد، اگر پاک! من اي مردم، شما را دوست دارم