✔کتــ☾ــے ...
.....اما اعجاز ما همین است ما عشق را به مدرسه بردیم در امتداد راهرویی کوتاه در آن کتابخانه کوچک تا باز این کتاب قدیمی را -یعنی همین کتاب اشارات-را باهم یکی دولحظه بخوانیم ما بی صدا مطالعه میکردیم اما کتاب را که ورق می زدیم تنها گاهی به هم نگاهی ناگاه انگشتهای (هیس)! ما را از هر طرف نشانه گرفتند انگار غوغای چشمهای من و تو سکوت را در ان کتابخانه رعایت نکرده بود!
✔کتــ☾ــے ...
حرف دل بسیار است و مجال کم با این همه من به خدای دلم ایمان دارم..... میدانم معجزه ای در راه است دلم بهانه گیر دلت است.. و خدا بی اندازه مهربان..............
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل بسته ام به پاییز ، شاید دوباره ، از سر مهر بیایی .
✔کتــ☾ــے ...
سخت است نوشتن...... این روزها سخت است نوشتن...... سخت است سخن گفتن از ناگفته های دل...... این روزها........ سخت است انتظار............ انتظار........................ "گذر زمان محبت را در دل عمیق تر میکند و این است فلسفه انتظار"
✔کتــ☾ــے ...
زیر سنگینی احساس غرور گل سرخ شاخ پیچک همسایه شکست همه گفتند:"که اورا تو شکستی..............تو شکستی" بانگاهی پردرد درفضا داد کشیدم نشکستم..............نشکستم ............ ومرا حکم بر فیصله دادند اما بغض صدساله من پا برجاست که چرا همه دیدند شاخ پیچک همسایه شکست وندیدند دلم راکه ترک خورده زیاد...................
✔کتــ☾ــے ...
باران ببار........ باران ببار................ ببار تا باری دیگر دلم قرص شود که خداهنوز دوستم دارد... آخر تاچند وقت پیش هروقت دلم میگرفت........ اسمان هم میبارید چون چشمانم............. دل خدا هم میگرفت چون دلم........................................
✔کتــ☾ــے ...
قبل تر ها گاهی از تو دور میشدم........ ولی حالا دور شدن هایم خیلی شده......خیلی زیاد... امروز بغضم شکست و من تازه فهمیدم معنای باتو بودن را...... تازه فهمیدم خدا یعنی چه...........!!!!!!!!!!!!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
مـن ایــن شـعـر بـلـنـد را نـیـامــده ام کــه بــرگـــردم .. پـشـتــــــ در ایــســتاده ام و هــی زنـگـــ مــی زنــم.. مــی دانــم! بــیـتــــ آخـــر در هـمـیــن کــوچــه اســتـــــ....
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بی "تو" این حافظه ی گریه شمار رو نمی خوام .. بیا !
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
وقتی کسی نیست... که خودت را ....فرو کنی در آغوشش و گم شوی .... در رویاهای شبانه اش فرقی نمیکند ...... صبح ......با صدای اذان بیدار شوی یا ناقوس کلیسا.... حتی .........درون خانه ی پدری ات هم احساس غربت خواهی کرد..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . گرچه میدانم نمی آیی ولی هر دم ز شوقت / سمت در می آیم و هر سو نگاهی میکنم . . .