✔کتــ☾ــے ...
عمری دردهایم را فریاد زدم و نشنیدی سکوت میکنم شاید این بار دردم را باور کنی
✔کتــ☾ــے ...
هــمــه چــيــز مــي شــكــنــد حــتــي صــداي مـــا ، امــا ســكــوتــــــ ... هــرگـــز
✔کتــ☾ــے ...
از جنـــس ســکــوتــــ شـــدم ... هــــــوی... مــیــشــنوی....؟
✔کتــ☾ــے ...
در اوج قلب تو باشم... کنار نبض تنت تماس و حسٌ رگهای آبی بدنت ... و باز قصه ی تکراری ِ موازی ها دلی برایِ مصرف در عشق بازی ها ... و یک خدای پذیرنده... از تمام جهات ! که درد می کشم و باز می شود اثبات !
✔کتــ☾ــے ...
شکست فرضیه ها و شکسته تر بالم زمانِ ماضی دوری که می شود حالم... من و غبار غلیظی به روی آیینه " ناتا! هوای اتاقت چقدر سنگینه !"... "نفس نمی شه کشید و "...کشیده شد کبریت... به روی سیگار و من... و حسرت دو بلیط... به سمت یک مقصد... من... کنار تو... با هم کشید و خاکستر شد... سقوط می خواهم... شبیه حسی دائم... میانه های دلت من و تصور هر روزهای محتملت قدم زدن در باران سرد یک نفره تحملی که ندارم... و درد یک نفره اتاق ِ پر شده از پرسه های تنهایی ... و من که منتظرم پشت هیچ تا جایی...
✔کتــ☾ــے ...
شبیه گردی خورشیدهای نقاشی نشسته ای پشت ابرها که بد باشی نشسته ای و زمان دیر می شود از تو نمی رسی به تن کوچه های خسته تر و... نمی رسی وقت سایه های پی در پی ...و هی ! ببین... من اینجام !... درد دارم... هی !
✔کتــ☾ــے ...
سکوت کوچه ی بن بست... چارراه شلوغ
تو اتفاق مدام منی... ولی به دروغ...
✔کتــ☾ــے ...
برایت می نویسم از یک حس مچاله شده تا می زنم و می گذارم توی پاکت ... برایت می نویسم و مچاله می شوم در ادامه ی آغوش همان حسی که برایت نوشتم و تا زدم و گذاشتم توی پاکت ... اما خیالت تخت ! که کاغذ تو تا شده است ... "تا" . ناتانائیل ... و "ناتا" صدایت می زنند . اگر من بودم ناتا را مچاله معنی می کردم یعنی چیزی که "تا" نمی شود... آدم نمی شود... سر به راه نمی شود ...
✔کتــ☾ــے ...
بیادتم به وسعت قلب کوچکم ! میدانم کم است ! اما قلب هر کس تمام زندگی اوست
✔کتــ☾ــے ...
دلم در جستجوی تو و چشمان تو از نفس افتاد در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است . همیشه دلتنگ توام امشب باز هم پستچی پیر محله ما نیامد باید خانه مان را عوض کنم یا پستچی را تو که هر روز برایم نامه می نویسی ................مگه نه ؟؟؟؟؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غرق ترانه میشوم از نگاه گاه گاه تو / کاش خانه ای بنا کنم در حوالی نگاه تو . . .