andre
نمی دانم امروز چند شنبه است تقویم تصویر تورا گذاشته !.....
andre
مرد شصت و پنج ساله بود و زن شصت و شش ساله اش آلزایمر داشت تمام جراحی ها، اشعه ها و داروها استخوان های فک مرد را نابود کرده بود و حالا باید با سیم ترمیم میشدند هر روز زنش را مثل بچه ها پوشک میکرد با وضعی که داشت نمیتوانست رانندگی کند پس برای رفتن به بیمارستان ناچار بود تاکسی بگیرد و چون نمیتوانست درست صحبت کند مجبور بود مسیر را برای راننده بنویسد در آخرین ویزیت به او گفتند که یک جراحی دیگر لازم است روی گونه ی چپ و زبان به خانه برگشت پوشک زنش را عوض کرد دو ظرف غذای آماده روی اجاق گذاشت اخبار عصر را نگاه کرد تفنگ را برداشت روی شقیقه ی زنش گذاشت و شلیک کرد زن روی پهلوی چپش افتاد مرد بالای تخت ایستاد لوله ی تفنگ را توی دهانش کرد و ماشه را کشید صدا همسایه ها را بیدار نکرد ولی چند ساعت بعد بوی غذای در حال سوختن متوجه شان کرد کسی آمد، در را باز کرد و صحنه را دید کمی بعد پلیس ها سر رسیدند و تحقیقات همیشگی شان را انجام دادند آن ها دو چیز پیدا کردند یک دفترچه حساب پس انداز مسدود شده و یک حساب جاری با موجودی یک دلار و چهارده سنت خودکشی نتیجه ی تحقیقات شان بود!.سوختن در آب، غرق شدن در آتش - بوکفسکی
دینا
همین که می گوییم : « همه چیز بی معناست» چیزی میگوییم که معنی دارد/ نیهیلیسم مطلق وجود ندارد
دینا
خدایان، سی زیف را محکوم کرده بودند سنگی را که بر اثر وزن خود از بلندی فرو می غلطید پیوسته به قله کوه ببرد... آنها به حق اندیشیده بودند که مجازاتی خوفناکتر از کار بیهوده و بی امید نیست...
دینا
هر روز آتشی در برابر الکساندر ششم می افروختند تا فراموش نکند که هر افتخاری در این دنیا همانند دود ناپدید می شود...
دینا
دود شهرت و افتخار ممکن است به چشم خود ما برود، مهم نیست که ما چگونه جلوه میکنیم آنچه که واقعا هستیم و چیزی که باید بشویم کافی است تا سایه ی زندگی و دستاویز تلاش ما گردد...
دینا
شوق زندگی در همین جا بود: سودایی خموش در طلب چیزی که شاید از دستم می گریخت... دلهره هستی آلبر کامو
الهه
ديگر نمی تواند يکی مثل من پيدا کند... اين جمله بسيار بی معنی و چرند است . کسی که شما را ترک يا اخراج کرده است ، دنبال مثل شما نمی گردد . واضح است ، اگر مثل شما را می خواست که خودتان بوديد!
✔ مــریم خانوم
بزرگترین لذت در زندگی انجام کاریست ک دیگران می گویند : تو نمی توانی !
عاطفه..!
می رفتم یا نمی رفتم،در هر حال تو را بدرقه نمی کردم، چون غمگینم می کند...