*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
گـــــرمای تنت ارزونیه همون لاشخورا... من ســـــــرمای تنهاییمــــو به گرمای هوســــ تو ترجیح میدم... هـــِــــ ـــ ـــــــرررری
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
می دانی ... ؟! دلم یک آمدن میـــــخواهد ... بی هیچ رفتنی ! و یـــک همدم ؛ که خیانت نداند ...
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
پدر و مادر ناخواسته فرزند خویش را شبیه خود می كنند و نام "تربیت" را بر آن می گذارند. *نیچه*
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
آدمهای امروز ، دوست های کنسروی می خواهند ! یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون ! و هی لبخند بزند و بگوید : " حق با توست"
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
در سرزمین کورها کسی "نور" را نمیفهمد و تو هر روز زنده به گور میشوی زیر سیاهی چادرها؛ ... بی آنکه بدانی خورشید به عشق لمس تنت طلوع میکرد... تُف به خاکی که در آن "پرده" ها معیار "نجابت" می شود... که هر روز "نا نجیب" میشوی به پرده دری "نا نجیبان"! .... ما اما از سلالهء خورشیدیم که نمی خریم به جان ننگ "نجابت" پرده ها را... میدانم روزی گواهی میدهد تاریخ که در لجنزار "قداست پرده ها" زنانی بودند که ملک بدنشان به تملک هیچ مردی در نیامد... زنانی بودند که با تمام مردها خوابیدند و "باکره" بازگشتند...
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
دیر باریدی باران ! وقتی دیدم هوس آمدن نداری ، " اشکهایم " تمام این خیابان ها را خیس کرد
*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜ...
سلامتی اوناییكه جای اعتقاد به بهشت و جهنم و اون دنیا، به یه كم انسانیت تو این دنیا معتقدند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! ............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟! خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....