❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سردی نگاهتو بشکن ، فاصله سزای ما نیست ، با تو بودن آرزومه این جدائی حق ما نیست . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیچکی مثل اون که پس میزنتت نیست چه بده تنهاشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست چقده سخت بدونی اون که میخوایش نمیمونه که دلش یه جای دیگس و همه وجودش مال اونه چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه، چشمانش قرمز بود برایش گریستم، آخر او از تنهایی مرده بود، تنهایی مرد و من تنهاتر شدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساده آغاز کردم با دلت و صداقت دلم را فرش زیر پایت ساختم...احساسم را مثل دو شانه ای برای آرامش تو بنا کردم و دستان نحیفم را پناه دستانه تو ساختم...این همه را میدادم تا عشق تو و دلت و آن چشمان رویاییت را داشته باشم....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یعنی واقعا بدم؟ یعنی اینقدر حال بهم زنم؟ یعنی عشق بین ما الکی بوده؟ یعنی حرفای بینمون الکی بود؟.............نه...نه....خدا این فکرا رو بریز از سرم بیرون. تا کی التماست کنم که برگردی ها؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شاید سرنوشت من اینه که همیشه با یه دنیا آه و حسرت در چرخش و نفس کشیدن باشم.