❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . خوش به حال فرهاد که تلخترین خاطره اش شیرین بود !… . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکنند از آدم های یک ساعت دیگر میترسم! چون درگیر هزاران ثانیه اند… ثانیه هایی که در هرکدام رنگی دگر به خود میگیرند … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . کاش…. شبی، روزی، جایی بر لبان تو تکرار می شد…. نامم ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . حکایت ما آدم ها … حکایت کفشاییه که … اگه جفت نباشند … هر کدومشون … هر چقدر شیک باشند … هر چقدر هم نو باشند تا همیشه … لنگه به لنگه اند … کاش … خدا وقتی آدم ها رو می آفرید … جفت هر کس رو باهاش می آفرید … تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها … به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند… . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!! .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیدنی شدی ، همه دنیام ، به خودت باختمت ، ای کاش .... منو بارون ، دوباره ، مواظب خودت باش ، ایده آل ، اقرار ، ای دل
محمد
کبابِ قناری بر آتشِ سوسن و یاس روزگارِ غریبیست، نازنین ... ابلیسِ پیروزْمست سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است. خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد .....
بابک...
پیر شدن این نیست که : نشونه ی پیری در ظاهرتون پیدا بشه .... هر زمانی که از درون احساس شادی نکردید ؛ اون موقع دارید پیر میشید ... !!!
بابک...
شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛ این روزها …. هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد … !!!
بابک...
زیادی" عاشق نشو ... "زیادی " اعتماد نکن ... چون همون "زیادی" بعدا "زیادی" داغونت میکنه .
بابک...
آن جا را نمی دانم اما، اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی. خدا مرا از بهشت راند، از زمین ترساند، شما مرا از زمین راندید، از خدا ترساندید. ... من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و نه از هیچ می ترساند. سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می گیرد ...
بابک...
بگذار س ـ ک ـ و ـ ت قانون زندگی من باشد . . . وقتی واژه ها درد را نمی فهمند . . .