دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

. . . اینجا جاییست که . . . عشقبازی نمی کنند با هم . . . با هم با عشق بازی میکنند . . . ! . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام ........

بابک...
بابک...
در Coma

بازم جمعه و بازم دل تنگ … خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری … این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو … چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه … زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه . .

بابک...
بابک...
در Coma

بعضی ها گریه نمیکنند ؛ اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگیه یک سکوت گوشه ی چشمشان به کمین نشسته...

بابک...
بابک...
در Coma

انچه ناديدني بود ازمردم دنياديدم.. باورم گشت آرامش نابيناازچيست!"

بابک...
بابک...
در Coma

هر وقت یه موقعیت خوب گیرم اومد رو به خدا کردم ؛ پرچمش بالا بود..!.آفساید !

بابک...
بابک...
در Coma

این روزهــــــــا . . . تنم سر به راهَستــــــــ ، روحــــــــم بــــــــازیگـــــوش؛ برایـــــــــش نگرانــــــــم! شبهـــــا،به خانــــه نمی آید!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در Coma

حـــــکـــیمی را گفتند عالم بی عمل به چه مانند..؟ گفت پست خوان لایک نزن

بابک...
بابک...
در Coma

آنجا که رسیدیــــــــــــ کافــــــه ای پیدا کن و دو قهوه سفارش بده وجایـــــ خالیمــــــ را آنقدر به حرف بگیـــــــــر ... که فنجان هــــــا ♥.♥عاشـــــــــــق♥.♥ هم شونـــــد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در Coma

دلــ ـم برای طـعم قهوه هایـی کـه میساخـتی تنگ شـ ـده لــذت اش به رنگ و طـعم قـهوه نبود به نگاه کردن بـه چشمان بـی قرار تو بـ ـود....

بابک...
بابک...
در Coma

معلم برای سفیدبودن برگ نقاشی ام تنبیهم کرد و “همه” به من خندیدند… امامن خدایی را کشیده بودم که “همه” میگفتند دیدنی نیست!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در Coma

هر رابطه ای ؛ به هر دلیلی برایت تمام شد ! پی اش را دیگر نگیر .... هیچ شوک مصنوعی ، آدمها و رابطه های مرده را زنده نمی کند...

بابک...
بابک...
در Coma

زنی که عـَطر ِ / تو / را زده بود , در خیابان از کـنارم گذشـت ... و این یعنے : قـتل ِ غیر ِ عمد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در Coma

شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستیم آتش گرفت .

بابک...
بابک...
در Coma

در کناری از خانه ما اتاقیست سرد و آبی تخت و گیتار کهنه ی من عکس یک زن به دیواری زنی زیباروی و خندان یار من بود او دورانی کنون من ماندم و من گیتاری و سیگار و تنهایی عشق من رفت به تن خاک طعم شب نیست جز بیداری هی عکس خندان بشنو از من خواهمت دید روزگاری دیگرم نیست نای ماندن پایان آواز، آغاز رفتن چاقویی پنهان ته گنجه دستای سردم رگ های سبزم