دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران
در copy-paste

رفت از نظر و، ز دل نرفت این غلط است کز دل برود، هر آنکه از دیده برفت

باران
باران
در copy-paste

سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد

باران
باران
در copy-paste

تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد

باران
باران
در copy-paste

فریاد از آن نرگس مستی که تو داری آه از دل بیگانه پرستی که تو داری

باران
باران
در copy-paste

اگر دورم زدیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا آن است که نامت را همیشه زیر لب دارم

باران
باران
در copy-paste

دلی بستم به آن عهدی که بستی تو آخر هر دو را با هم شکستی

باران
باران
در copy-paste

بر لبم کس خنده ای هرگز مدید الا مگر در میان گریه بر احوال خود خندیده ام

باران
باران
در copy-paste

اه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی تا به لب تو بسپرم، جان به لب رسیده را

باران
باران
در copy-paste

باران
باران
در copy-paste

از رنجي خسته‌ام که از آن ِ من نيست بر خاکي نشسته‌ام که از آن ِ من نيست با نامي زيسته‌ام که از آن ِ من نيست از دردي گريسته‌ام که از آن ِ من نيست از لذتي جان‌گرفته‌ام که از آن ِ من نيست به مرگي جان‌مي‌سپارم که از آن ِ من نيست.

باران
باران
در copy-paste

به هر تار ِ جان‌ام صد آواز هست دريغا که دستي به مضراب نيست. چو رويا به حسرت گذشتم، که شب فروخفت و با کس سر ِ خواب نيست.

باران
باران
در copy-paste

کوه‌ها با هم‌اند و تنهاي‌اند هم‌چو ما، باهمان ِ تنهايان.

باران
باران
در copy-paste

من همه‌ي ِ خدايان را لعنت کرده‌ام هم‌چنان که مرا خدايان. و در زنداني که از آن اميد ِ گريز نيست بدانديشانه بي‌گناه بوده‌ام!

باران
باران
در copy-paste

قاضي‌ي ِ تقدير با من ستمي کرده است. به داوري ميان ِ ما را که خواهد گرفت؟

باران
باران
در copy-paste

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام! بنشين، خوش نشسته‌اي بر بام. پاکي آوردي ــ اي اميد ِ سپيد! ــ همه آلوده‌گي‌ست اين ايام. راه ِ شومي‌ست مي‌زند مطرب تلخ‌واري‌ست مي‌چکد در جام اشک‌واري‌ست مي‌کُشد لب‌خند ننگ‌واري‌ست مي‌تراشد نام شنبه چون جمعه، پار چون پيرار، نقش ِ هم‌رنگ مي‌زند رسام.