باران
از تو ميپرسم، اي اهورا ميتوان در جهان جاودان زيست؟ (ميرسد پاسخ از آسمانها): - هر كه را نام نيكو بماند، جاوداني است
باران
اي سرنوشت! هستي من در نبرد توست بر من ببخش زندگي جاودانه را! منشين كه دست مرگ ز بندم رها كند محكم بزن به شانة من تازيانه را!
باران
اي سرنوشت، مرد نبردت منم بيا
زخمي دگر بزن كه نيفتادهام هنوز
شادم از اين شكنجه، خدا را، مكن دريغ
روح مرا در آتش بيداد خود بسوز!
باران
ي سرنوشت، از تو كجا ميتوان گريخت؟ من راه آشيان خود از ياد بردهام يك دم مرا به گوشة راحت رها مكن با من تلاش كن كه بدانم نمردهام!
باران
تا دل به زندگي نسپارم، به صد فريب ميپوشم از كرشمة هستي نگاه را هر صبح و شام چهره نهان ميكنم به اشك تا ننگرم تبسم خورشيد و ماه را
Jangal
سختی تنهایی را وقتی فهمیدم که دیدم مترسک به کلاغ میگفت : هرچقدر دوس داری نوکم بزن , اما تنهایم نذار !!
نوید
وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم
shahin
تکست رپ : بذارین صدا کنم با همه وداع کنم/دیگه خسته شدم آخه چقدر دعا کنم/زندگی شده واسمون مثل اسباب بازی/چرا دروغ می گین بگو نیستیم راضی/آره صبح که میشه زندگی دوباره/ آره باز می خواد تا شب بد بیاره/ تو دل خودش میگه امروز روز خداست/ ولی نمی دونه امروز روز وداست/از بچه ای بگیر که صبح لنگ به دست/ تمیز می کنه ماشین یه مشت رزل و پست/ واسه خرجه پس/این عزم جزم/ میشه تنفر واسه یه سگ صفت/ یا مادری که واسه خوردن یه لقمه نون/ باید دست دراز کنه جلو این و اون/پس هم اکنون این است جنون/ که با تنفر کمک کنی تو به اون/ دلایلی هست واسه این همه درد/چرا باید باشه رو پیشونیم عرق سرد/ پس ببین مرد/ باهام چی کار کرد/ زندگی اونارو با ستم شکار کرد/ یا پدری که یه جعبه سیگار به دستش/ واسه اون فروختن نون شب هستش/که بعدش/ کسی بیاد با لحن پستش/بگیره ازشو بزنه به دستش/ که با سردی/ بهش میگن هی تو سد معبر کردی/آخه بیجا کردی/اگه تو یه مردی/ پس چرا حس پدرو درک نکردی/حه آره خودت تو ناز و نعمت بزرگ شدی/ حالا به یه بیچاره زور میگی/ یه وقت به خود ننازی / راز تو واسم شده بازی/ تویی لز خود رازی/ ظلم نکن تو حوضه ی استحفاضی....{-7