دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران
در copy-paste

پیش ازینت بیش از این اندیشه عشاق بود / مهر ورزی تو با ما شهره ی آفاق بود .

باران
باران
در copy-paste

اگه دیدی کویرم / بیایی جون میگیرم / اگه دیدی بهارم / تو قلبم تو رو دارم .

باران
باران
در copy-paste

به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.

باران
باران
در copy-paste

مبارزه هرقدر صعب،صعود را ادامه بده،شاید قله تنها در یک قدمی تو باشد. و بدان آنان که آفتاب را به زندگی دیگران ارزا نی می دارند، نمی توا نند خود از آن بی بهره باشند.

ali spm
ali spm
در copy-paste

اگر روزی کسی از من بپرسد که دیگر قصدت از این زندگی چیست؟ بدو گویم که چون می ترسم از مرگ مرا راهی به غیر از زندگی نیست!

باران
باران
در copy-paste

اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست،از کارش دست می کشید.

باران
باران
در copy-paste

خدا روزی ده پرندگان است،اما روزی آنها را به داخل لانه نمی ریزد.

❖«( α√αḓנ )»❖
❖«( α√αḓנ )»❖
در copy-paste

دلمان که میگیرد ، تاوان لحظاتی است که دل بسته بودیم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
P A R $ A
P A R $ A
در copy-paste

آرزو داشتم سايه اي باشي بر سر لحظه هاي بي پناهم و همسفرم شو ي در سکوت جاده تنهايي ، نياز من بودي و من نياز تو بودم، سوز نهان در ساز تو بودم، آرزو داشتم زير سقفي از مهرباني براي هم بوديم و همچون آينه، صداقت را نثار همديگر ميکرديم.

P A R $ A
P A R $ A
در copy-paste

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

P A R $ A
P A R $ A
در copy-paste

ســــو خـــــتــــــــــــــــــم چه زيبا! گفتم دوستت دارم ! چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد ! چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم

❖«( α√αḓנ )»❖
❖«( α√αḓנ )»❖
در copy-paste

عاشق تر از همه ما موش کوری است که زیبایی جفتش را چشم بسته باور دارد . . .

P A R $ A
P A R $ A
در copy-paste

پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد عابراني که رد مي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند . . پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "بايد ازت عکسبرداري بشه تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب ديدگي يا شکستگي نداشته باشه " پيرمرد غمگين شد، گفت خيلي عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست . پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند : او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم. امروز به حد کافي دير شده نمي خواهم تاخير من بيشتر شود ! يکي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر مي دهيم تا منتظرت نماند . پيرمرد با اندوه ! گفت : خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد . چيزي را متوجه نخواهد شد ! او حتي مرا هم نمي شناسد ! پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟ پيرمرد با صدايي گرفته ، به آرامي گفت: اما من که مي دانم او چه کسي است !

باران
باران
در copy-paste

کسی که از هیچ کس خوشش نمی آید،بدبخت تر از کسی است که هیچ کس دوستش ندارد.

باران
باران
در copy-paste

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .