دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همونطور که از اسمش معلومه این یه گروهیه که فقط شامل چرتو پرتای خودم میشه...
کلن هر چی از من و هر چی که مربوط هست به من یا مربوط نیست به من ولی دلم میخواد به خودم ربطش بدم یا خودمو به اون ربط بدم...
لُدفَن کَسی پُست نَده اینجا فَقَط بخـونین ...
.
.
.
اگرم بخواین نمیتونین :دددی

جزئیات گروه

شناسه 1262
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1280 پست
عضو 311 کاربر
طرفدار 42 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 94
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 56
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 80

کاربران گروه

(308 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پریسا
شناسه‌: 1262 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

الان داشتم یه آهنگی گوش میکردم خواننده ِ میگه : [ اینجا تهران ِ لعنتی، شوخی نیستش خبری از گل و بستنی چوبی نیستش / اینجا جنگل ِ بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقده ایین نصف وحشی ] بعد ای خواننده ِ که شخصیت ِکل ِ مردم تهران ُ زیر سوال برد!! میگه خب ای تهرونیا یکم بهشون بربخوره دیگه !! تخریب شخصیتی تا این حد

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

بدترین چیز تو این دنیا اینه که آدم دو نفرو با هم اشتباه بگیره بعد برداره باهاش شوخی کنه حرف مفت بزنه سر آخر بفمه این اونی نیست که فک میکردی و تشابه اسمی بوده ُ به معنی واقعی کلمه گند زدی من الان یکی ازین گندارو زدم هی میگم چپ میرین راست میرین ای آواتار ـِتونو عوض نکنین تا شناساییتون برام راحت باشه حالا هی برین آواتار عوض کنین اسما هم که اکثرا مثه هم ِ .. خب حوصلم نمیشه هی برم اسم کاربریُ چک کنم ببینم این همون کاربر ِ یا یکی دیگه بیاین سادیسم ُ بزارین کنار هی ای آواتارتونو تغییر ندین من خودم الان نزدیک یک سالُ نیم ِ که آواتارمو تغییر ندادم یکم مثه من باشین لدفن

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

امروز صبح زن عموم زنگ زد بهم گفت بیا خونمون با هم بریم بازار منم گفتم اگه شووَر خان عصرو بیمارستان وایسه نیاد خونه میام خلاصه شوور عزیز زنگ زد گفت عصر میمونم بیمارستان ناهار درست نکنی منم رفتم خونه عموم.. بعد تو راه تصمیم گرفتم پیاده تا خونه ی عموم برم تا یکم از هوای صبح گاهی لذت ببرم [ یکی نیس بگه تو غلط کردی پیاده تصمیم گرفتی ای همه راهُ بری ] خلاصه رفتم تا رسیدم خونه عموم پدرم درومد کفشامم پاشنه بلند بود[ خیر سرم میخواستم کلاس بزارم ] تا رسیدم خونه عموم کفشمو از پام دراوردم ده تا تاول گنده اینور اونور پام زده بود بعد الانم اومدم خونه باز از شانس بدم تاکسی گیرم نیومد دوباره همه ی راهو پیاده برگشتم تاولای پام دو برابر شد اینقد پام درد گرفته بود که میخواستم وسط خیابون کفشمو درارم بزنم زیر گریه بلکه یکی دلش به حالم بسوزه سوار ماشینم کنه بیاره خونه تا من باشم ازین به بعد تصمیمای خرکی نگیرم کلاس خرکی هم نزارم ولی مفتخرم که بگم زنده برگشتم خونه

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

شوی گرامی رو فرستادم بره از بیرون غذا بگیره از سر شب هی بهش میگم نون نداریم پاشو برو نون بگیره گرفته خوابیده میگه من دیشب سر کار بودم اصن نخوابیدم بزار بخوابم هی بیدار نشد نشد تا اینکه الان با یه اُردنگی از خونه انداختمش بیرون گفتم تو گشنت نیست من گشنمه برو برا من نون بگیر بیار اونم بنده خدا با چشای خوابالوده رفت نون بگیره الهـــــــــــــی الان عذاب وجدان دارم از خونه بیرونش کردم البته الان که نون گیرش نمیاد احتمالن ساندویچ بگیره

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

ینی باور کنم ... باورش سخته که .. آه ه ه ه خدای من .. الان زنگ زدن گفتن طی زحمات شبانه روزی ِ ما مانیتورتون که به ملکوت اعلا پیوسته بود دوباره به این جهان بازگشته و درست شده بیاین ببرینش .. آقا من ذووووق .. بس که این مدت با تلویزیون اومدم نت ستون فقراتم منحنی شده خداحافظ روز های سخت .. خداحافظ تلویزیون میخواستیم دیگه اعضاء شو اهدا کنیم اما انگار عمرش به دنیا بوده

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

همیشه سعی داشتم و دارم که یه گوشم در باشه یکی دیگه دروازه ..تو این دنیا آدمای با ، شعور اندک زیاد ِ .. دهن به دهن گذاشتنُ کل کل کردن با اینجور آدما فقط اعصاب خوردی برای ِ آدم میاره .. متاسفانه هنوز بضیا استفاده ی صحیح از محیط مجازیو یاد نگرفتن چشمشونو میبندن ُ دهنشونو باز میکنن هرچی دلشون میخواد میگن با خودشونم میگن اینا که منو نمیشناسن بزار هرچی دلم میخواد بهشون بگم سر آخرم که میبینن گند زدن میگن ما قصدمون شوخی بود .. چه خوبه آدم اول بشناسه طرفشو بعد هر حرفی که دلش کشید بهش بگه .. نمیدونم چرا بضیا دلشون میخواد خودشونو بیشعور جلوه بدن .. بعضیا هم که از بس شخصیتشون خرابه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

اگه به این شکلکای دنبالر "شکلک تیر زدن تو مخ" اضافه میشد دیگه آدم چه مشکلی میتونست داشته باشه خودتو میکشتی راحت میشدی از دست یه عده ی قلیلی تو سایت یا مثلن آیکون سر گذاشتن به بیابون

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

اون آدمایی که تا یه دونه از پستاشونو لایک میکنی میان سر تا پای پروفتو لایک بارون میکنن رو دوست داشته باشیم اینا آدمای ِ محترمیـَن

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

آخه الان وقت فوتبال رفتن ِ ؟؟ نه آخه کی سر ظهر هوای گرم پامیشه میره فوتبال البته فوتبال که نیس فوتسال ِ من گشنمه خب ای شوی ما هم که سرو کله ش پیدا نمیشه زنگ زده میگه من دارم میرم فوتبال تو ناهار بخور ممکنه دیر بیام خونه بیاد بهش ناهار نمیدم خودم به تنهایی همه ی دیزی های خوشمزه ی خودمو میخورم اون بره پنیر بخوره

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

یه جوک میگم جنبه داشته باشین بخندین یه روز یه چینی ِ میره بالای كوه داد میزنه: " سا یوهیو ین هین شین تا نیی مویوچیچوناوهین شی" .. یهو از كوه صدا میاد: مرتیکه این خیلی سخت بود یه بار دیگه بگـــو هار هار قاه قاه بخندین دیگه

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

خب همونطور که دیشب گفتم امروز برا ناهار برای اولین بار پختم کله صبح پاشدم از خودم یانگوم بازی دراوردم بوش که الان تو خونه پیچیده خوبه تا مزه ش چی باشه طرز تهیه ـَشو تو انجمن گذاشتم برین بخونین درست کنین اگه درست نکردین لااقل لایکشو بزنین زحمات تایپش به باد نره

این ارسال را بازنشر کرده است.
پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

همش 5 دقیقه با گوشیم رفتم نت ینی 5 دقیقه هم نشد آآ بعد 5000 تومن شارژم الان شده 4 ریال رفتم سایت همراه اول قسمت تماس با ما هرچی فُش بلد بودم نثار خودشونو عمه ـَشون کردم دزدای کصافط اعصابمو خورد کردن آ

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

میخواین اونقدر نخوابم تا بیهوش شم بعد دوره هم بخندین بهم؟؟ نه خیر ازی خبرا نیس من بیدار میمونم تا چشتون دراد

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

یادمه اون موقع ها که مدرسه میرفتم مخصوصا تو دوران دبیرستانو پیش دانشگاهی اولین کاری که تو بدو ورود به مدرسه میکردم این بود که میرفتم دم دفتر یه نگاه مینداختم ببینم مدیرو ناظم عوض شدن یا نه.. اگه عوض شده بودن طرح خودشیرین بازیُ پیاده میکردم تا خودمو تو دل مدیرُ مخصوصا ناظم جا کنم به خاطر زبون شیرینو اعتماد به نفس خداییم خیلی زود هم موفق میشدم طوری با ناظمو مدیر شیش میشدم که حتی به مانتو اسپرت پوشیدنو ناخن بلند داشتنمم گیر نمیدادن ..درخشیدن و تو چشم بودن تو روز اول مهر خیلی مهمه منم همیشه روز اول مهر میرفتم دم دفتر به ناظم میگفتم اگه امکانش هست دعای صبحگاهیو من بخونم بعد با یه صدای بلندو رسا و بدون اشتباه دعارو میخوندمو بچه ها تکرار میکردن .. به شماهایی که میرید مدرسه سعی کنین همون روز اولی خودی نشون بدین تا آخر سال مطمئن باشین نورچشمی میشید