زامبــــی
کهنه فروش تو کوچمون داد میزد کهنه می خریم، وسایل شکسته و پاره و پوره می خریم، بی اختیار فریاد زدم قلب شکستم می خری؟ گفت که اگه ارزشی داشت، کسی اونو نمی شکست.......................×ــ×
زامبــــی
غروبم، مرگه رو دوشم~~ طلوعم کن، تو می تونی~~ تمومم...سایه می پوشم~~ شروعم کن، تو می تونی
زامبــــی
من موندم و تنهاییام~~ از دنیا هیچی نمی خوام~~ عاقبت منو نگاه!~~ اشتباه پشت اشتباه
زامبــــی
دلگیرم از دست خودم~~ کاش عاشقت نمی شدم~~
زامبــــی
بد بودم و بدتر شدم~~ میرم با پاهای خودم~~ میرم نمی دونم کجا~~ آخ...کم آوردم به خدا
زامبــــی
خاطره ها رو یادمه~~ لحظه به لحظه، مو به مو~~ هیچی رو یاد من نیار~~ اونقد خرابم که نگو
زامبــــی
فرصت ما تموم شده~~ باید از این قصه بریم~~ فرقی نداره من و تو~~ کدوممون مقصریم
زامبــــی
می خوام مثل قدیما...مثل سابق~~ یه وقتایی یکی با من بخنده~~ یکی باشه که دستامو بگیره~~ یکی باشه که زخمامو ببنده
جواد منادی
آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی / آخه یار بی وفا به یاد من نبودی حالا داری به عشقت زندگیتو می سازی / غافل از این که اینجا قلبی شکستی . . .
جواد منادی
آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند . .
جواد منادی
ﻫـﺰار ﺗﺎ وﻋﺪه دادی ﻧﻴﻮﻣﺪی ﻣﺎ رو ﻛﺎﺷﺘﻲ اﻳﻦ دل ﻣـﻬﺮﺑﻮﻧﻮ ﭼـﺸﻢ اﻧـﺘـﻈـﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻲ ﺑـﺮای ﺑـﻲوﻓـﺎﻳـﻲ ﻫـﺰار ﺑـﻬـﻮﻧﻪ داری ﻫﺰار و ﻳﻚ ﺷﻜﺎﻳﺖ از اﻳﻦ زﻣﻮﻧﻪ داری
جواد منادی
دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای دل گرفته ما بین و دلگشایی کن
soosi
زندگی یعنی: ناخواسته بدنیا آمدن - مخفیانه گریستن - دیوانه وار عشق ورزیدن - وعاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد سوختن ...
جواد منادی
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی
جواد منادی
با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون / سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون . .

15 سال و 7 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل
...حالا چیکار کنیم این قلب شکسته رو
15 سال و 7 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 16 دقيقه قبل