Herose
یه جفت جوراب داشتم, خیلی باهم معاشرت داشتیم توی دوران اوج رابطه مون یه لنگه اش گم شد... امروز کشومو ریختم بیرون, یهو دیدم اون تــَــه زُل زده تو چشمام!!!! گفتم : کجا بودی لوتــــــــــی؟!؟!؟ گفت : باس یه مدت با خودم خلوت می کردم, ولی تمام این مدت بوی تو رو می دادم... بــــــوییدمش... همون لحظه فهمیدم خیلی مــَــــــــــــــــــــــرده! . سنگم بود با اون بو باید پودر میشد تا الان
در دوره


جزئیات گروه
9 




14 سال و 11 ماه و 10 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلسپاس بابایی انوشه آزاده
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 55 دقيقه قبلاسمش را نگو كه دلم برايش يك ذره شده
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبلبه حمید بگین بیاد تا آزاده هم بیاد
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبلآره متوجه شدم
14 سال و 11 ماه و 10 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبل