دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀ اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به اسمان بیندیش. چون در اسمان کسی هست که به تو بیندیشد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

درجهان هرگز نشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

انسان موفق کسى است که در تاریکى دنبال شمع بگردد ، نه اینکه منتظر بنشیند تا صبح شود.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قسمتى از نامه چارلى چاپلین به دخترش: مشکلات ، انسانهاى بزرگ را متعالى و انسانهاى کوچک را متلاشى مى سازند.

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
در دوره

بــه خــزان کــه بــنـشـیـنـی دسـتـانـتـــــ بــه بــهــار نـوشــتـنـــــ حــتـی، نـمـی چــرخــد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
3.jpg فرهاد 72
در دوره

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

هر چه دشنام، از لب ها خواهم برچید. هر چه دیوار، از جا خواهم بركند. رهزنان را خواهم گفت: كاروانی آمد بارش لبخند! ابر را، پاره خواهم كرد. من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق ، سایه را با آب، شاخه ها را با باد. و بهم خواهم پیوست، خواب كودك را با زمزمه زنجره هابادبادك ها، به هوا خواهم برد. گلدان ها، آب خواهم داد *** خواهم آمدپیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازشخواهم ریختمادیان تشنه، سطل شبنم را خواهم زد. خواهم آمد سر هر دیواری، میخكی خواهم كاشت. پای هر پنجره ای شعری خواهم خواندهر كلاغی را، كاجی خواهم داد. مار را خواهم گفت: چه شكوهی دارد غوك! آشتی خواهم دادآشنا خواهم كرد. راه خواهم رفت ... نور خواهم خورد. دوست خواهم داشت

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

روزی خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد. در رگ ها، نور خواهم ریخت. و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب آوردم، سیب سرخ خورشید. خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد. زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید. كور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ! دوره گردی خواهم شد، كوچه ها را خواهم گشت، جارخواهم زد: ای شبنم، شبنم،‌شبنم. رهگذر خواهد گفت: راستی را، شب تاریكی است،كهكشانی خواهم دادش. روی پل دختركی بی پاست، دب اكبر را بر گردن او خواهم آویخت.

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟ 1- بد نيست 2- خوب است 3- الحمدالله 4- تو خوبي؟

فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه تو زیباترین آرزوی منی منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه از این عادت باتو بودن هنوز ببین لحظه لحظم کنارت خوشه همین عادت با تو بودن یه روز اگه بی تو باشم منو میکشه یه وقتایی انقدر حالم بده که میپرسم از هر کسی حالتو یه روزایی حس میکنم پشت من همه شهر میگرده دنبال تو منو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
توسط پیامک در دوره

به دوستم میگم دیشب تو کرمان یه پسره بنزین ریخته سرش خودشو تو خیابون اتیش زده.
میگه سوخت؟!
پَ نه پَ یه جون گرفت رفت مرحله بعد

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرهاد 72
فرهاد 72
در دوره

سلاممممممممم دوستای گلم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
توسط پیامک در دوره

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بارازدنیا می رفتیم
حالا یک باراز شهر می رویم
یک بارازدیار
یک بارازیاد
یک بار از دل
و یک بار از دست

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

در دسترس که نباشی، مشترک مورد نظر می شوی.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تو چنان غرق غروبی..که سحر یادت نیست...

این ارسال را بازنشر کرده است.