دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ......................

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

برگرد نگاهم کن و یک جمله بگو تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

چقدر سخته تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد وبجاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زول بزني و بجاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي حس کني که هنوز هم دوسش داري

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@گـلـپــری من برم کمی اتاقم رو مرتب کنم ... خداحافظ

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

با هر بهانه و هوسي عاشقت شده است / فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شده است / چيزي ز ماه بودن تو کم نمي شود / گيرم که برکه اي ، نفسي عاشقت شده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

@علي محمدي سلام عمه خوبی؟ چه عجب از این وراااااااااااااااا؟

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بهم گفتي خداحافظ....ترو ديگه نميخامت....بهت قول ميدوم از امروز...ديگه هيچوقت نميپامت....بهم گفتي تو اين روزا...ازت من ميگذرم آسون...ببين ذرات عشقم رو...همه حل شد توي بارون....خداحافظ عزيز دل......خداحافظ چه آسون بد...چشات اونشب چه آروم بود...ولي انگار كه عشق من ...مث جغد روي بوم بود.....خداحافظ برو دل كندن آسونه ...دل خوش باور وتنهام....از اين بازي دلش خونه ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

مجموع امتیاز : 1050 سطح فعالیت : فعال ... هوووووووووورا ... بالاخره فعال شدم

گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

حالا كه دست هایت چتر نمی شوند حالا كه نگاهت ستاره نمی بارد حالا كه خانه ای برای ما شدن نداریم از كاغذ شعرهایم اتاقی می سازم تا آوار تنهایی بر سرت نریزد و آرامش خیالت ، ‌خیس اشك هایم نشود

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

میخواهی بروی؟ خب برو... انتظار مرا وحشتی نیست شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود برو... برای چه ایستاده ایی؟ به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟ برو.. تردید نكن نفس های آخر است نترس برو... احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست برو... یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود پس راحت برو مسافری در راه انتظارت را میكشد طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد برو... فقط برو.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

هر چند شب با تمام توش و توان و طلابتش بر سرزمین تب زده آویخت دیدم سیماب صبحگاهی از سر بلندترین کوهها فرو می ریخت گفتم امید من برخیز وخواب را برخیز و باز روشنی آفتاب را

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

بیراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و می کشید زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت... حسين پناهي

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟ دل و دین در کف یغما و من تنها در این هنگام روحانی ، پناهم می دهی امشب

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

نه به روزهایی فکر میکنم که بودی و نه به فرداهایی که شاید بیایی...میخواهم را زندگی کنم ...خواستی باش، نخواستی نباش !!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
گـلـپــری
گـلـپــری
در دوره

دیدم صدای هلهله هایی که آشنا می خواندم به جاده پیکار زندگی گفتم نفیر نی لبک من آواز مردم است گفتم که واژههای تراویده از وجود دمساز مردم است اما این گوژپشت رنج کشیده یعنی من این ز خویش بریده آ?ا ز نو ترانه از یاد رفته را آغاز می کند ؟ این مرغ پر شکسته به کنج قفس اسیر ایا دوباره از قفس سرد عمر سوز پرواز می کند؟ حميد مصدق